9دی(بیرق حسین را برافراشتیم)
عشق به امام خامنه ای(حفظه الله)عشق به همه خوبی هاست.
آیت‌الله مصباح یزدی در دیدار برگزار کنندگان همایش مکتب امام خمینی:
تبیین آفات کار حزبی/ چرا جبهه‌پایداری تشکیل شد/ حتی اگر کسی از اشتباه‌هایش توبه کرد اختیارمان را دست او نمی‌دهیم
 

 

 

 

 

 

 

برگزارکنندگان همایش "مکتب امام خمینی(ره) و اصولگرایان راستین" در استان کرمان با آیت‎الله مصباح یزدی در مؤسسه امام خمینی(ره) قم دیدار کردند.

به گزارش رجانیوز، در این دیدار که مجتبی اسدی زاده به نمایندگی از اعضای دبیرخانه این همایش در  کرمان، گزارشی از روند فعالیت های صورت گرفته در برگزاری این همایش و تاثیرات آن ارائه داد و در ادامه آیت‌الله مصباح سخنان مهمی در تبیین شرایط جاری بیان کرد.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در جمع مسئولان برگزاری همایش مکتب امام خمینی (ره) در استان‌های کرمان و همدان، یکی از خدمت‌های امام به جامعه اسلامی را تبیین قلمرو اسلام و تشیع دانست و گفت: درگذشته دین‌داری در توجه به  احکام شخصی و امثال آن معرفی می‌شد و به مسئولیت‌های اجتماعی توجهی نمی‌شد.

بر اساس گزارش منتشر شده از این دیدار در سایت ماهان نیوز، وی ادامه داد: اگر پیش‌نماز عادلی داشتیم که دچار گناه کبیره‌ای شد و فاسق شد و سپس توبه کرد، این توبه موجب عادل شدن او نمی‌شود، بلکه باید آن قدر کارهای خیرش را تکرار کند تا ملکه عدالت را پیدا کند. وقتی می‌خواهیم اختیارمان را به دست کسی بدهیم  و با او همکاری کنیم، باید مطمئن باشیم. باید ببینیم آیا درست برگشته است یا نه در حال نوسان است. توبه‌ای کرده است اما هنوز دلش با آن‌هاست. توبه‌اش را  قبول می‌کنیم، اما نباید اختیارمان را به دست او بدهیم.

وی به عنوان نمونه از آیت‌الله کاشانی یاد کرد و گفت: ایشان با این‌که از اعجوبه‌های دوران ما از لحاظ علم، فقاهت، هوش، فراست و فعالیت اجتماعی است، ولی به دلیل سیاسی بودن، کسی به ایشان اعتنایی نمی‌کرد. امام با خون دل و پشتکار و برنامه‌ریزی با این فکر غلط مبارزه کرد و به مردم فهماند که ما در کنار نماز و روزه وظایف دینی دیگری نیز داریم که اگر  آن‌ها را انجام ندهیم، به دین‌مان لطمه می‌خورد.

این استاد حوزه علمیه قم، اوج تلاش‌های امام در این‌باره را درس ولایت فقیه و تأکید بر این‌که یکی از بزرگ‌ترین واجبات دینی، اقدام برای تشکیل حکومت اسلامی است، دانست و گفت: این مطالب در شرایط بسیار سختی ارائه و تبدیل به کتاب و نوار می‌شد و به صورت پنهانی به دست مردم می‌رسید.

وی سه ویژگی بیانات عقلی، مطابق فطرت بودن و احساس نیاز مردم را از ویژگی‌های این نظریه دانست و گفت: همه می‌دیدند کشورها اسلامی دچار چه مشکلاتی شده و حس می‌کردند که چقدر نیاز است که حکومتی وجود داشته باشد که بر اساس اسلام و اجرای قوانین اسلامی به وجود بیاید. همه این‌ها نگرش و نگاه‌جدیدی در مردم نسبت به دین و اسلام و وظایف شرعی به وجود آورد و  تولد جدیدی در اسلام یافتند.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه به آسیب‌شناسی عمل به وظایف اجتماعی سیاسی اسلام پرداخت و گفت: یک مشکل این است که مسایل اجتماعی به صورت دقیق ضابطه‌مند و تعریف‌شده نیست.

وی برای توضیح این مشکل به مقایسه واجباتی مثل نماز و صله رحم و بر والدین پرداخت و گفت:  نماز را همه می‌دانند در شبانه‌روز 17 رکعت واجب است و هیچ اختلافی در آن نیست و هر کسی می‌داند نماز واجب خودش را چگونه باید بخواند اما همه مسلمان‌ها می‌دانند یکی از بزرگ‌ترین واجبات، احسان به والدین و صله‌رحم است اما این دو واجب حدود مشخصی ندارد و نسبت به اشخاص و شرایط مختلف تفاوت می‌کند. حد و حدود این‌گونه مسایل  معمولا به عرف واگذار شده است. طبع مسایل اجتماعی هم همین‌گونه است که در هر زمانی، شرایط فرق می‌کند و حتی نسبت به اشخاص متفاوت است و ضابطه دقیقی ندارد.

استاد اخلاق حوزه و دانشگاه ادامه داد: مشکل دوم به خصوص در مسایل سیاسی اجتماعی رخ می‌نماید و آن این است که مدت‌ها شیاطین کوشیده‌اند که مردم را از این مسایل دور کنند و هنوز هم علی رغم همه تلاش‌ها در همه اقشار جامعه نهادینه نشده است.

علامه مصباح یزدی گفت: یکی از پرسش‌هایی که از دیرباز مطرح شده، این است که "بالاخره چگونه در این مسایل دخالت کنیم"، برخی از این مسائل با اشارات امام و مقام معظم رهبری فی‌الجمله مشخص می‌شود، مثلا با توجه به رهنمودهای ایشان می‌فهمیم شرکت در انتخابات واجب شرعی است، ولی انتخابات فقط شرکت در رأی دادن نیست.

وی، فراهم کردن زمینه اجتماعی و فرهنگی را برای این‌که افراد صالحی انتخاب شوند، مهم‌تر از رأی دادن دانست و گفت: باید روی کارهایی که از اول انقلاب تاکنون برای این مهم انجام شده، مطالعات علمی شود و برنامه‌های اجرایی آن‌ارزیابی شود.

عضو مجلس خبرگان به تاریخچه تشکیل حزب جمهوری اسلامی در ابتدای انقلاب اشاره کرد و گفت: با این‌که این حزب تشکیل شد ولی هم از نظر فکری حدود و ثغور استفاده از تشکیلات حزبی برای انجام وظایف اجتماعی مشخص نشد و هم از نظر عملی، این حزب دوامی پیدا نکرد و با این‌که امام، ابتدا این حزب را در مقابل احزاب دیگری که در استان‌های دیگر شکل گرفته بودند، تایید کردند ولی سرانجام آن را منحل کردند.

استاد فلسفه و تفسیر قرآن خاطر نشان کرد: هنوز هم به خوبی، جایگاه حزب در فقه اسلامی مشخص نیست. بررسی این امر کاری است که باید عده‌ای از اندیشمندان متخصص در مسایل فقهی و اجتماعی سیاسی انجام دهند و مشخص کنند کدام نوع از تشکیلات حزبی با نظر اسلام موافق است و با چه شرایطی مناسب است.

وی راه دیگر برای انجام وظایف سیاسی و اجتماعی را همیاری و همکاری مردمی دانست و گفت: بدون شک طبق نص آیات و روایات، لزوم همیاری و همکاری از اصول کلی در اسلام است. حتی اگر فعالیت‌های حزبی را قبول نداشته باشیم، در این‌که باید در فعالیت‌های اجتماعی همفکری و ارتباط داشته باشیم، جای شکی نیست.

رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد: علاوه بر دلایل نقلی قطعی، دلیل عقلی قطعی نیز بر این مسأله داریم؛ وقتی می‌بینیم که در مقابل راه حق، دشمنان این‌گونه تشکیلات را ایجاد و با هم رابطه برقرار می‌کنند و با ائتلاف احزاب مختلف در جهت منافع‌شان سعی در نابودی نظام اسلامی دارند، ‌عقل دست روی دست گذاشتن را تأیید نمی‌کند.

وی با یادآوری دستور امام خمینی، مبنی بر تشکیل جمعیت‌های مؤتلفه گفت: ما باید ببینیم در هر زمان در چه قالبی رفتار کنیم تا اهداف اسلامی بهتر تحقق پیدا کند یکی از قالب‌هایی که به وسیله امام(ره) تعیین شد و هیچ وقت نسخ نفرمود تشکیل جلسات متعددی است که برای هماهنگی بین اهداف و راهبردها نمایندگانی از هرکدام با یکدیگر ارتباط دارند.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه به آسیب‌شناسی حزب پرداخت و گفت: این‌که امام خمینی(ره)، سفارش به هیأت‌های موتلفه فرمود نه حزب‌های موتلفه و مقام معظم رهبری هم تمایلی به عنوان حزب ندارند، به این جهت است که حزب در ادبیات سیاسی تعریف و شرایط خاصی دارد و اصل آن مربوط به غرب است و همه باید تصمیماتی را که در شورای مرکزی حزب طبق اساسنامه آن گرفته می‌شود، اجرا کنند.

وی ادامه داد: از لوازم حزب به‌معنای مصطلح آن، کسب قدرت است، اما در اسلام این طور نیست که هر تصمیمی را یک گروهی گرفتند، برای دیگران حجت شرعی باشد و ممکن است که انسان با شورای مرکزی اختلاف نظر داشته باشد و حتی به اشتباه آنان یقین پیدا کند. در مورد حکومت اسلامی هرچه ولی‌فقیه بگوید، همه باید اطاعت کنند، اما در مورد حزب، دلیل شرعی نداریم که وقتی شورای مرکزی تصمیمی گرفت، همه باید اجرا کنند. همه باید حجت شرعی داشته باشند، اگر به درستی تصمیم آنان اطمینان پیدا کردند، لازم است تبعیت کنند ولی اگر کسی یقین به نادرستی تصمیم شورای مرکزی پیدا کرد، حجت شرعی بر عمل ندارد.

این استاد حوزه علمیه، آسیب دیگر فعالیت حزبی به معنای مصطلح را توجه به منافع حزبی دانست و گفت: نکته دوم این است که آن‌چه در دنیا مطرح است، این است که فعالیت احزاب در واقع جنگ قدرت است و هر گروهی در پی به دست گرفتن قدرت است تا بیشتر از منافع آن استفاده کنند، اما در اسلام، مسأله فعالیت سیاسی اجتماعی برای انجام وظیفه الهی است. در این‌جا باید تشکیلات به نوعی طراحی شود که این انگیزه در افراد تقویت شود که به دنبال وظیفه شرعی باشند.

وی ادامه داد: بنابر این اگر حزب به معنای لغوی مورد نظر باشد، به معنای مجموعه‌ای که باهم همکاری می‌کنند، قابل قبول است، حزب الله هم حزب است و قرآن هم از حزب الله حمایت می‌کند، اما اگر به معنای لغوی باشد که از غرب گرفته شده، این آفات را دارد. پس سالم‌ترین نوع فعالیت اجتماعی این است که با دوستانی که همفکر هستیم، بکوشیم همفکری و همکاری داشته باشیم و از همه شرایط و امکاناتی که دارند، استفاده کنند تا بتوانند واقعا برای اسلام کاری کنند، بهترین شعار این فعالیت هم اطاعت رهبری در نظام جمهوری اسلامی است.

رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، فعالیت دفتر پژوهش‌های فرهنگی را در این راستا دانست و گفت: چنین فعالیتی برای هماهنگ‌کردن فعالیت‌های اجتماعی سیاسی برای به دست آوردن بازده بیشتر در جهت صحیح‌تر، نه تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه در بعضی شرایط، واجب شرعی است، چون اگر این‌گونه نباشد، فعالیت‌های اجتماعی پیش نمی‌رود.

وی ادامه داد: ما نه به‌دنبال حزبی هستیم که لیدر مشخصی دارد و هر چه او دستور می‌دهد، عمل کنیم، نه شورای مرکزی داریم که هر چه آن‌ها تصمیم گرفتند، ما عمل کنیم، برادران مسلمانی هستند، با هم همفکری می‌کنند، نیروهای‎شان را روی هم می‌گذارند، برای این‌که آن اهدافی که برای اسلام مفیدتر است، تحقق پیدا کند. در جایی هم اگر تشخیص دادند که این مسأله به ضرر اسلام است، هر کس هر چه حجت شرعی دارد، عمل می‌کند، هیچ مؤاخذه‌ای هم نمی‌شود. حتی اگر فردی از گروه دیگر را تشخیص دادیم که از فرد گروه ما برای این پست مفیدتر است، باید به او رأی بدهم، اگرچه از گروه ما نباشد.

استاد اخلاق حوزه علمیه دلیل تشکیل جبهه پایداری را نیز در همین راستا دانست و گفت: گروهی هستند که افکار نزدیک‌تری به هم دارند و نسبت به برخی مسایل سیاسی حساسیت بیشتری دارند؛ دیگران هم اصول‌گرا هستند، البته اصول‌گرایی مراتب دارد.

وی یکی از حساسیت‌های جبهه پایداری را دوری از فتنه‌جویان دانست و خاطر نشان کرد: حساسیت درباره فتنه‌جویان شدت و ضعف دارد. این دسته می‌گویند اگر طرفداران فتنه، اظهار پشیمانی و به اصطلاح حتی توبه کردند، صلاحیت ایشان برای تصدی مسئولیت‌های سیاسی ثابت نمی‌شود.

این استاد حوزه علمیه قم با ذکر مثالی گفت: اگر پیش‌نماز عادلی داشتیم که دچار گناه کبیره‌ای شد و فاسق شد و سپس توبه کرد، این توبه موجب عادل شدن وی نمی‌شود، بلکه باید آن قدر کارهای خیرش را تکرار کند تا ملکه عدالت را پیدا کند. وقتی می‌خواهیم اختیارمان را به دست کسی بدهیم  و با او همکاری کنیم باید مطمئن باشیم. باید ببینیم آیا درست برگشته است یا نه در حال نوسان است. توبه‌ای کرده است اما هنوز دلش با آن‌هاست. توبه‌اش را  قبول می‌کنیم، اما نباید اختیارمان را به دست او بدهیم.

عضو مجلس خبرگان رهبری ضمن نقد وحدت با طرفداران فتنه گفت: مؤمن باید فراست داشته باشد، وقتی می‌توانم به ایشان رای بدهم که بدانم واقعا این دیگر آن شخص خائن نیست و بهتر از او هم کسی برای این پست نیست.

علامه مصباح یزدی همچنین با اشاره به خطرناک بودن خط انحرافی برخی از منسوبین به دولت گفت: وقتی ایران را به جای اسلام می‌گذارند و صریحا می‌گویند دوران اسلام‌گرایی گذشته است، حتی اگر توبه  هم بکنند، اطمینان به برگشتن آن‌ها پیدا نمی‌کنیم و نمی‌توانیم به آن‌ها اعتماد کنیم.

این استاد حوزه و دانشگاه هدف از تشکیل جبهه پایداری را سه هدف مبارزه با فتنه‌جویان، مبارزه با خط انحرافی و طرفداری مطلق از ولایت فقیه دانست  و گفت: ولی فقیه همان طور که امام فرمودند دنباله ولایت اهل‌بیت است و اطاعت او مثل اطاعت امام معصوم واجب است.

رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) ادامه داد: ما با کسانی همفکری و همکاری می‌کنیم که این حساسیت‌ها را داشته باشند، کسانی که این حساسیت‌ها را نداشته باشند، نفی نمی‌کنیم اما همکاری با آن‌ها را ترجیح نمی‌دهیم، بلکه ترجیح می‌دهیم با کسانی همکاری داشته باشیم که این ویژگی‌ها را داشته باشند.

گفتنی است همایش "مکتب امام خمینی(ره) و اصولگرایان راستین" در تاریخ 17 شهریور امسال در تالار فارابی کرمان برگزار شد که آقایان دکتر الهام، حجت الاسلام دکتر حسینی، حجت الاسلام دکتر سلیمانی، حجت الاسلام دکتر روانبخش و دکتر زارعی سخنرانی کردند.

برای سلامتی علامه عزیز آیت الله العظمی مصباح یزدی 5 صلوات بفرستید.

مرتبط:

_همایش جبهه‎پایداری قم-دغدغه 8+7 لیست واحد، دغدغه جبهه پایداری گفتمان واحد

_علامه بصیر:جریان بهائیت هم با ادعای دروغ ارتباط با امام زمان(عج) شروع شد.




برچسب ها : علامه مصباح یزدی ،جبهه پایداری انقلاب اسلامی ،اصولگرا ،جریان انحرافی
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠ توسط محسن
نظرات شما ()

سلام

دیدار خیلی پربرکتی بود این دیدار هیئت دولت

به همین دلیل این بیانات را به صورت نکته سنجی تقدیم دوستان میکنم

عزیزان،باحوصله این بیانات را مطالعه وروی آن فکرکنید.

بیانات حضرت امام خامنه ای در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیئت دولت

بیست و هفتم رمضان‌المبارک 1432
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 جلسه‌ى امروز بسیار جلسه‌ى خوبى بود. امیدواریم خداوند متعال به تلاشها و نیتهاى صادقانه و اظهارات دلسوزانه برکت بدهد و این جلسه بتواند به همه‌ى ما - به ملتمان، به دولتمان، به مسئولینمان - کمک کند که راه بسیار پرافتخار و البته دشوار را که در مقابل داریم، بسهولت طى کنیم.



 من اولاً هفته‌ى دولت را که مزین به یاد دو شهید بزرگوارمان هست، گرامى میدارم و به دولتمردان محترممان تبریک میگویم. یاد این شهیدان را که حقاً و انصافاً در یک دوره‌ى دشوارى کارهاى مهمى را شروع و ابداع کردند و احیاناً پیش بردند، گرامى میدارم و از خداوند متعال علوّ درجات آنها و بقیه‌ى شهدا را مسئلت میکنم.

 همچنین لازم میدانم در این مناسبت، على‌العجاله از مردم عزیزمان که در روز جمعه در راهپیمائى روز قدس، شکوهى را از خودشان نشان دادند و عظمتى را تجسم بخشیدند، صمیمانه قدردانى و سپاسگزارى کنم.

 حقاً و انصافاً امسال روز قدس یک نماد بود از حضور ملت ایران و انگیزه‌ى ملت ایران؛ همان چیزى که امید را در فضاى منطقه میپراکند و ملتها را وادار به استقامت میکند.

لزوم حضور دولت درمیان مجموعه های نخبگانی

 همچنین لازم میدانم از خدمات دولت تشکر کنم، که بخشى از آن خدمات امروز گفته شد. به مناسبت این گزارشها، من این را به برادران و خواهران محترم و عزیز که اینجا تشریف دارید، عرض بکنم؛ من خودم از آقاى رئیس جمهور درخواست کردم که وزراى محترم یک یک در زمینه‌هاى مربوط به خودشان گزارش بدهند. خب، این جلسه، جلسه‌ى خوبى بود؛ گزارشهاى شما هم گزارشهاى خوبى بود؛ مستند و منطقى و متکى به آمار، و در موارد متعدد، آمار مقایسه‌اى؛ که همه‌ى اینها لازم است و باید انجام میگرفت و باید انجام بگیرد.

 نکته‌اى که من میخواهم اضافه کنم، این است که در ملاقاتهاى متعددى که من با نخبگان و زبدگان کشور - دانشگاهى، حوزوى - در سطوح مختلف دارم، مکرر از شما مسئولان محترم گله میکنند که اینها در بین ما نمى‌آیند و با ما در این زمینه‌ها صحبت نمیکنند. این اشکال بر شما وارد است. من چند روز پیش هم در دیدار اساتید دانشگاه همین را مطرح کردم. آنها بارها به من گفتند، در آن جلسه هم گفتند؛ من هم مطرح کردم.

 خب، جلسه‌ى امروز عمدتاً حول و حوش مسائل اقتصادى دور میزند؛ که اتفاقاً مسئله‌ى اصلى و محورى کشور همین است و یکى از نقاط مهم چالشى که بین مسئولین در سطوح مختلف وجود دارد و بین بعضى از کسانى که معترضند یا منتقدند، همین مسئله‌ى اقتصاد است.

 خیلى خوب، این را ببرید در مجموعه‌ى نخبگان؛ تشریح کنید، توجیه کنید، بیان کنید.

 فرض بفرمائید وزیر محترم اقتصاد یا رئیس کل بانک وقتى که در جمع بزرگى از دانشگاهیان بروند، ممکن است در بین سؤالاتى که انجام میگیرد یا انتقادهائى که میشود، احیاناً سؤالهاى جهتدار و انتقادهاى داراى علل غیر فنى هم وجود داشته باشد؛ باشد، اشکالى ندارد.

شما بروید؛ نگاهتان در آن صد نفر یا دویست نفر یا پانصد نفرى که حضور پیدا میکنند، به ده نفرى که احیاناً ممکن است اینجورى فکر کنند، نباشد. از پانصد نفر، به آن چهارصد و نود نفر دیگر توجه داشته باشید و حرفهایتان را بزنید. احیاناً ممکن است برخى از انتقادها صورت بگیرد که براى شما مفید باشد.

یعنى در زمینه‌ى کارهاى زیربنائى،

 در زمینه‌ى کارهاى اقتصادى،

 در زمینه‌ى مسائل مربوط به کار و اشتغال و غیره،

 این هم‌افزائى به وجود خواهد آمد. به نظر من این کار، کار لازمى است؛ من توصیه‌ام این است.


 درخواست ما این است که این جلسه با تفاصیلش منتشر شود؛ یعنى دانه دانه این گزارشهائى که دوستان، وزراى محترم یا معاونین محترم رئیس جمهور دادند، منعکس شود تا مردم اینها را بشنوند؛ لیکن من به شما بگویم.

 این آمارهاى رقمى و عددى در ذهن متعارف مردم باقى نمیماند؛ خواص و اهل  فن بیشتر از این آمارها استفاده میکنند و روى آنها محاسبه میکنند و نتیجه‌گیرى میکنند. خب، سراغ اینها بروید، اینها را در میان بگذارید و مطرح کنید. اینها احیاناً بازخوردى خواهد داشت؛ ممکن است اشکالى بکنند، اشکال واردى هم باشد؛ این به شما کمک خواهد کرد. من این توصیه‌ى مؤکد را دارم. فقط هم منتظر نشویم که رئیس جمهور این کار را بکند؛ وزرا هم میتوانند این کار را بکنند.

البته اگر چنانچه خود رئیس جمهور محترم هم در مجامع نخبگانى حضور پیدا کنند و اینها را مطرح کنند، بسیار خوب است.

 اما من دو سه تا تذکر عرض میکنم، که اینها تذکرات همیشگى ما به شماست و تأکید میکنم.

لزوم پایبندی به شعارها واهداف واصول وارزشهای انقلاب اسلامی

 شعارهاى دولت نهم و دهم شعارهائى بود و هست که این شعارها براى مردم مؤمن ما جاذبه دارد؛

 مثلاً عدالتخواهى، یا استکبارستیزى، یا ساده‌زیستى و مقابله‌ى با منش اشرافیگرى، یا مقابله‌ى با ویژه‌خوارى و سوء استفاده‌ى از ارتباطات در مسائل اقتصادى و غیر اقتصادى، یا خدمت‌رسانى صادقانه.

 و من عرض بکنم، شما هم این را میدانید؛

 علت اقبال مردم به دولت و به رئیس جمهور - چه در سال 84، چه در سال 88 - این شعارها بود. یعنى مردم به این شعارها دلبسته‌اند و نیاز به آنها و ضرورت آنها را احساس میکنند. از این شعارها دست برندارید.

 از جمله‌ى اساسى‌ترین شعارها، پایبندى به اصول و ارزشهائى بود که امام بزرگوار ما اینها را وارد جامعه کرد و مطرح کرد؛ که اتفاقاً در دنیا هم عامل رشد علاقه‌مندى به انقلاب اسلامى، همین شعارها بود. یعنى بدون اینکه ماها ابزار تبلیغاتى‌اى داشته باشیم، یا شیوه‌هاى تبلیغاتى کافى را بلد باشیم و به کار بگیریم، عنوان و محبوبیت امام بزرگوار ما در بین ملتها و در سراسر دنیا سارى و جارى شد؛ این به خاطر همین شعارها و به خاطر همین رویکردها و جهتگیرى‌ها بود.

 خود این هم که شما در مقابل قدرت فائقه‌ى ظاهرىِ استکبار - که امروز مظهرش آمریکا و صهیونیسم بین‌المللى و جهانى است - مى‌ایستید، ارزش ایجاد میکند؛ خود این محبوبیت ایجاد میکند؛ خود این در دل ملتها امید به وجود مى‌آورد و پرورش میدهد؛ این را نباید از دست داد.

مراقب باشید در روشها، در اظهارات، در نوع برخورد، در نوع عملکرد، از این شعارها تجاوزى صورت نگیرد.

 کار را براى خدا بکنید. نه اینکه چون مردم دوست دارند، این کار را بکنید؛

نه. اگر هدف این شد که دل مردم را به دست بیاوریم، ناکام خواهیم ماند. «لأقطعنّ امل کلّ ءامل غیرى»؛ این حدیث قدسى است

که در ذهنم اینجور است که با سند معتبرى از قول خداى متعال نقل شده که فرموده: من قطعاً امید آن کسى را که به غیر من امید ببندد، قطع خواهم کرد. ما باید امیدمان به خدا باشد، براى خدا کار کنیم؛ منتها میدانیم که کار براى خدا جاذبه دارد. این شعارها، شعارهاى الهى است.

اگر چنانچه این پایبندى‌ها سست شود، اگر نسبت به این شعارها تقید و پایبندى کم شود، توفیقات الهى هم سلب خواهد شد.

 بسیارى از این موفقیتهائى که شما در میدان عمل دارید، و از اول انقلاب تا امروز هرچه که موفقیت بوده، به خاطر این است که توفیقات الهى شامل حال بوده و این کمکِ الهى است.

 اگر کار براى خدا نباشد، این موفقیتها از ما گرفته خواهد شد. همان شور و نشاط و تلاش و خدمت صادقانه و بدون توقع مزد و منت باید ادامه پیدا کند. این یک نکته‌ى اصلى است.

لزوم توجه دولت ومسئولین به نقاط ضعف وقوت وبیان هردوی آنها

 نکته‌ى دوم:

 آن روز هم من در مجموعه‌ى مسئولین کشور گفتم

 نقاط قوّت را براى مردم بیان کنید،

 نقاط ضعف خودتان را هم بیان کنید؛

 این مهم است، این تأثیر میگذارد. امروز مثلاً در بین گزارشهاى دوستان، من مواردى را دیدم که به نقطه‌ى ضعف اشاره کردند؛ منتها با این بیان که «این کارها باید انجام بگیرد». این «باید» نشان دهنده‌ى نیاز به کارى است که باید بشود و نشده.

 این را صریح بگوئید.

بگوئید این کار را باید میکردیم، تا حالا نتوانستیم بکنیم.

کسى بر اساس نتوانستن، کسى را مؤاخذه نخواهد کرد. میگوید خب، در قبال این ده تا کارى که انجام گرفته، این دو تا، سه تا، پنج تا کار هم انجام نگرفته؛ بنا داریم اینها را هم انجام بدهیم. این را بیان کنید، این را صریحاً بگوئید؛ اشکالى ندارد.

 ترس از این نداشته باشید که فلان منتقدى که احیاناً ممکن است مغرض هم باشد، حرفش با حرف شما تطبیق کند؛ خب بکند، چه اشکالى دارد؟ بگوئید بله، این انتقادى که به ما میکنند، وارد است. این را مطرح کنید، منتها بگوئید ما تصمیم داریم این را برطرف کنیم. بگوئید این کارها را کرده‌ایم، این کارها را هم خواهیم کرد. این توصیه‌ى من است.

 البته در برخورد با انتقادهائى که احیاناً در رسانه‌ها و روزنامه‌ها یا بعضى از مراکز قانونى نسبت به دولت انجام میگیرد، دو جور رویکرد میشود داشت:

 یک رویکردِ توجیه و تبیین کننده است، این خوب است؛ یک رویکردِ مخاصمه است، این خوب نیست.

 اینجور نباشد که شما بگوئید چون به دولت حمله میکنند، چون انتقاد مغرضانه میکنند، پس ما هم بایستى اینجورى برخورد کنیم؛ نه، تبیین کنید.

بله، تبیین کار لازمى است.

 راه تبیین هم همین است که در جلسات عمومى با مردم، بیان کنید، روشن کنید؛ سؤالات را مطرح کنند، شما جواب بدهید، اینها تبیین میشود؛ در رسانه‌ها هم پخش شود.

اگر چنانچه تبیینِ خوب انجام بگیرد، غرض‌ورزىِ غرض‌ورزان به جائى نخواهد رسید.

 یک نکته‌ى دیگر هم که ذیل این مسئله‌ى توجه به ضعفها میخواهم عرض بکنم، این است:

 یکى از ضعفها این است که ما در کارها اولویتها را نبینیم.

 یکى از آقایان اشاره کردند - که اشاره‌ى درستى است - به این که طرحهاى نیمه‌تمام را باید دنبال کنیم. این خیلى خوب است؛ این کار، کار لازمى است؛ من همیشه تأکیدم بر این است؛ منتها مشخص کنید،

 یک مجموعه‌ى کارى درست کنید،

 بنشینند واقعاً طرحهاى نیمه‌تمام را - حالا یک رقمى هم ذکر کردند که فلان تعداد طرحهاى نیمه‌تمام داریم - اولویت‌بندى کنند؛

کدامهایش اولویت‌دار هستند،

کدامهایش وعده‌ى بیشترى داده شده یا توقع بیشترى از سوى مردم وجود دارد؛

 اینها را مشخص کنید، به آنها بپردازید. این را مقدم کنید بر طرحهاى جدید.

 چقدر خوب است که همه‌ى وعده‌هائى که دولت به مردم داده، عمل بشود. اگر چنانچه وعده‌اى به مردم داده بشود و عمل نشود، این مشکلات درست خواهد کرد؛ نه فقط نسبت به دولت، بلکه به نظام.

 آقاى رئیس جمهور اشاره کردند که به ما میگویند شما سطح توقعات مردم را بالا بردید. این بالا بردن سطح توقعات، ناشى از این نیست که شما نواقص خودتان را گفته‌اید، مردم توقعاتشان بالا رفته؛

 نه، توقعات با دادن وعده‌ها بالا میرود. اگر ما بتوانیم به این وعده‌ها عمل کنیم، توقعات مردم تبدیل میشود به ایمان و اعتقاد مردم؛ این خوب است.

 کارى کنیم که آنچه را که گفته‌ایم انجام میدهیم، انجام بدهیم و مردم ببینند که انجام گرفته. امروز دیدم آمارهاى شما آمارهاى مقایسه‌اى است - که خیلى هم خوب و بجاست –

 یکى از مقایسه‌ها این باشد: مقایسه‌ى بین آنچه که گفته‌ایم انجام میدهیم و آنچه که تا حالا توانسته‌ایم انجام بدهیم.

 یک درصد در بیاورید، ببینیم چه جورى است. این خیلى چیز مهمى است.

جهاد اقتصادی یک ضرورت نه یک صرفا اولویت ولزوم توجه بیشترمسئولان
 یک نکته‌ى دیگر، همین مسئله‌ى جهاد اقتصادى است که مکرر مطرح شده، امروز هم دوستان مطرح کردید. مبانى و استدلالهاى اعلام «سال جهاد اقتصادى» براى شماها که دولتى هستید، معلوم است. یعنى

ما جهاد اقتصادى را یک ضرورت براى کشور میدانیم، نه صرفاً یک اولویت؛ یک نیاز قطعى است.

 اولاً

 اقتصاد، پیشرفت اقتصادى، رونق اقتصادى ارتباط مستقیم دارد با معیشت مردم.

 معیشت مردم جزو اولین اهداف همه‌ى دولتهاست در همه جاى دنیا و در همه‌ى دوران تاریخ؛ البته دولتهاى علاقه‌مند به مردم؛ آن دولتهاى مستأثر و زورگو و جبار، مورد نظرمان نیستند.

 هر دولتى که بخواهد به مردمِ خودش خدمت کند، اولین مسئله‌اش، مسئله‌ى معیشت مردم است، که بتواند مردم را اداره کند. خب، این به اقتصاد وابسته است.

 یک اقتصاد خوب، سالم، وافر و پیشرو میتواند وضع زندگى مردم را خوب کند. خب، این یک دلیل است مبنى بر اینکه لازم است ما در کار اقتصاد مجاهدت کنیم.

 یک مسئله‌ى دیگر، مسئله‌ى رسیدن به چشم‌انداز است.

 این چشم‌انداز هدفگذارى شده است، یک سند بالادستى است؛ باید ما این را حتماً رعایت کنیم.

بدون جهاد اقتصادى، به چشم‌انداز نخواهیم رسید.

 در چشم‌انداز، قدرت اول اقتصادى منطقه هم مطرح شده. در این میدان - که میدان مسابقه است - اگر چنانچه عقب ماندیم، ضربه خواهیم خورد. آن روز در آن جلسه هم مطرح شد که مسئله‌ى چشم و همچشمى مطرح نیست؛ مسئله این است که در این چالش عمومى و میدان تحرکات عمومىِ دولتها در این برهه‌ى از زمان، اگر کسى عقب ماند، پامال خواهد شد.

 پیشرفت اقتصادى ما و رسیدن به اهداف چشم‌انداز، به خاطر این است که اگر چنانچه به آنجا نرسیدیم، ملت ما و کشور ما دچار ضربات سختى خواهد شد؛ احیاناً ضربات مهلکى به ما وارد خواهد آمد.

 باید به آنجا برسیم؛ این نیاز ماست. با شعارى که ما داریم میدهیم، با اهداف انقلاب اسلامى، جز این چاره‌اى وجود ندارد.

حقیقت این است که نظام اسلامى، امروز نظام استکبار و سلطه و الحاد را به چالش گرفته؛ این یک حرکتى است که آغاز شده.

شکست خوردن در این میدان، خسارتهایش غیر قابل توصیف است و مخصوص به ملت ما هم نخواهد شد؛ لذا باید در این میدان قطعاً پیروز شد. این پیروزى با این ابزار ممکن نیست؛ ابزارهاى گوناگون دیگرى هم لازم است؛ از جمله‌ى اینها، پیشرفت اقتصادى است.

 یک مسئله‌ى دیگر هم این است که امروز دشمنان نظام اسلامى و دشمنان ملت ایران از ابزار اقتصادى دارند علیه ما استفاده میکنند، که نمونه‌اش همین تحریمهائى است که گفته شد.

 البته لازم است من تشکر کنم از این مجموعه‌اى که در مقابل تحریمها کار میکنند.

 از همه‌ى روشهاى درست و منطقى و زیرکانه و عاقلانه باید استفاده کرد و استفاده کنید. تحریمها را خنثى کنید. تدبیر دشمنِ هیکلمند و لیکن در واقع کم‌زور را خنثى کنید.

 وقتى که ما این حجم عظیمِ ظاهرىِ نظامى و اقتصادى استکبار را در مقابل خودمان مشاهده میکنیم، انسان به یاد گربه‌ى کارتون «تام و جرى» مى‌افتد! تحرکش زیاد و هاى و هویش زیاد و حجمش بزرگ، اما نتیجه‌ى کارش نه آنچنان که خودش انتظار دارد یا بینندگان انتظار دارند. واقعاً همین جورى است. این به زیرکى شما بستگى دارد.

 آنها گفتند تحریمهاى هوشمند یا تحریمهاى فلج‌کننده؛ اما مى‌بینیم که این تحریمها نه آنچنان هوشمند بود، نه فلج‌کننده بود. خب، همین تحریمها موجب شد که در بسیارى از چیزهائى که خودکفائى نداشتیم، به خودکفائى برسیم؛ تحرک خوبى را در زمینه‌هاى علمى به وجود بیاوریم؛ کارهائى بزرگى را در زمینه‌ى تولیدات صنعتى و نظامى و غیرنظامى در کشورمان شاهد باشیم؛ و به راه‌هاى گوناگونى براى اینکه این تحریم را خنثى کنیم، برسیم.



 این تحریمها خنثى خواهد شد؛ شما بدانید.

 اینجور نیست که اینها بتوانند و طاقت بیاورند که این حرکت و این رفتار را مدت طولانى ادامه بدهند؛ این امکان‌پذیر نیست؛ یعنى دنیا این را نمیپذیرد.

امروز دنیا، دنیائى نیست که به حرف آمریکا گوش کنند؛

 ولو حالا نماینده‌ى ویژه‌ى او به فلان کشور برود، مؤاخذه کند، چه کند. حالا یک چند وقتى این ادامه خواهد داشت، اما این قابل ادامه نیست.

 البته من چند ماه قبل هم گفتم، امروز هم شما مشاهده میکنید؛ آن چیزى که اینها در اول امسال گفتند فلج‌کننده، توقع خودشان این بود که در ظرف سه چهار ماه واقعاً به فلج برسد. این سه چهار ماه، بیشتر هم گذشت، به فلج که نرسید، هیچى، بحمداللَّه به تحرک بهتر ما انجامیده. پس جهاد اقتصادى براى این است. یعنى بایستى ان‌شاءاللَّه یک مجاهدت، یک حرکت هدفمند و هوشمندانه و با توکل به خداى متعال و با اعتماد به حمایت الهى انجام بگیرد.

 خب، یک مصداق از این جهاد اقتصادى، همین طرح تحول اقتصادى است که دولت دو سه سالى است این را مطرح کرده.

 یک بند از طرح تحول اقتصادى، هدفمندى یارانه‌ها بود؛ که خب، بحمداللَّه قانونش تصویب شد و عملیاتى شده. البته من در زمینه‌ى کمک به تولید سؤال دارم. حالا آقایان در گزارش گفتند؛ لیکن آن چیزى که مصوبه‌ى قانونى بود براى کمک به تولید، تحقق پیدا نکرده.

باید به تولید کمک کنید. البته در بلندمدت خود این دستگاه‌هاى تولیدکننده روى پاى خودشان خواهند ایستاد و ان‌شاءاللَّه خودشان خواهند توانست روزبه‌روز قوى بشوند و جواب بدهند؛ اما در کوتاه‌مدت حتماً باید به اینها در موارد لازم تزریق منابع بشود.

 البته در آنجائى که کسى تقلب میکند، در آنجائى که کسى پول را براى تولید از بانک میگیرد، ولى در غیر تولید صرف میکند،

 بشدت برخورد کنید و ترحم بر پلنگهاى تیزدندان نکنید؛(بیرحمانه با فساد مقابله کنید)

 اما در آنجائى که نیاز هست، واقعاً بایستى بروید کمک کنید. پس در طرح هدفمندى، این بخش حتماً بایستى مورد توجه قرار بگیرد.

 بخشهاى دیگر طرح تحول هم باید مورد توجه قرار بگیرد؛ یکى‌اش مسئله‌ى گمرک است - که امروز یکى از آقایان در گزارش خود گفتند لایحه‌اش به مجلس رفته - یکى‌اش مسئله‌ى سیاستهاى نظام پولى و بانکى کشور است. این پنج شش موردى که در طرح تحول وجود داشت، همه‌اش باید انجام بگیرد.

کارى کنید که در ظرف مدت باقیمانده‌ى دولت، این کارها سر بیفتد، تا اینکه بتواند ادامه پیدا کند. یعنى نگذارید کار، نیمه‌کاره بماند. 

 این کارها در طول دو سال تمام نمیشود. همین هدفمندى هم مراحل گوناگونى دارد؛ شما شروع کردید، پیش رفتید. همان پیش رفتن، در واقع به یک معنا تمام کردن است. خود شروع کردن، به یک معنا تمام کردن است؛ اگر چنانچه خوب و صحیح و بر مبنا شروع شود.

 مسئله‌ى واردات را هم که گزارش دادند، البته جزو نگرانى‌هاى من است. حالا این گزارش هم هست؛ لیکن آنچه که انسان مشاهده میکند، یک قدرى نگرانى‌آور است.

 درست است؛ ممکن است رشدِ نسبت واردات به صادرات غیر نفتى ما کاهش پیدا کرده، این رشد کم شده - این خودش چیز مثبتى است - اما به این اکتفاء نکنید. بخصوص در همین زمینه‌هاى زراعى و باغى و اینها که ذکر کردند، اینها چیزهائى است که بایستى هرچه میتوانیم، از واردات اینها پرهیز کنیم.

 بروید سراغ همان صنعتى‌سازى صادرات کشاورزى؛ همین چیزى که در گزارشها هم بود. اینها چیزهاى مهمى است؛ ان‌شاءاللَّه روى اینها تکیه شود. مردم هم تحمل میکنند و میپذیرند.

 بنابراین در زمینه‌ى سیاستهاى واردات، یک بازنگرى جدى بکنید؛

 بخصوص در کالاهائى که ما مزیت تولیدى داریم؛ چه صنعتى، چه کشاورزى.

 از نگاه بخشى به واردات - که حالا هر بخش دولتى طبق نیازهاى خودش دنبال واردات برود - حتماً پرهیز شود.

مسئله فرهنگ ولزوم توجه هرچه بیش ترمسئولان

مسئله‌ى دیگر - که حالا البته این مربوط به مسائل اقتصادى نیست - مربوط به فرهنگ است؛

 که امروز گزارشى داده نشد،(مسئول مربوط به فرهنگ دردولت-که کمیسون فرهنگی دولت مهم ترین ومرجع بقیه نهاد های دولتی فرهنگ است-گزارشی نداد.)

 موکول شد به بعد. آنچه که من لازم میدانم به دوستان دولت توصیه کنم، این است که

مسئله‌ى فرهنگ را خیلى جدى بگیرید.

اگر چنانچه ما کارهاى اقتصادى را - همچنان که در برنامه هست و آرزوهاى ما متوجه به آن است - انجام بدهیم، اما در زمینه‌ى کار فرهنگى عقب بمانیم، بدانید کشور لطمه خواهد دید.

 دشمنان ما یکى از چشمه‌هاى دشمنى‌شان کار اقتصادى است؛ یک چشمه‌ى مهم دیگر، کار فرهنگى است.

 البته نه وقت و نه ظرفیت جلسه اجازه نمیدهد که انسان در این زمینه وارد بشود؛ لیکن فى‌الجمله دوستان توجه داشته باشند که

کار فرهنگ، کار بسیار مهمى است؛ با ملاحظه‌ى جهتگیرى‌هاى انقلابى و اسلامى.

 در زمینه‌ى فرهنگ، دچار رودربایستى نشوید.

 در همه‌ى شعبه‌هاى فرهنگى - چه در موضوع کتاب، چه در کارهاى هنرى، چه در مؤسسات فرهنگى - جهتگیرى‌ها را انقلابى و اسلامى قرار بدهید.

 اولویتها را در اینجا هم ملاحظه کنید، چون منابع بالاخره محدود است. البته مصوبه‌ى دولت در زمینه‌ى بودجه‌ى فرهنگى، مصوبه‌ى خوبى است؛

اگرچه حالا شنیدم که خیلى از مبالغ این مصوبه تخصیص داده نشده؛

حتّى اگر همه‌اش هم تخصیص داده شود، باز براى همه‌ى فعالیتهاى فرهنگى کافى نیست.

 بنابراین منابع دچار محدودیت است. با توجه به محدودیت منابع، نگاه کنید ببینید اولویتها چیست.

 البته من یک مجموعه‌اى را به نحو پیشنهاد به دولت ارائه کردم؛ که اگر این چیزها در کار فرهنگ مورد توجه قرار بگیرد، با توجه به نگاهى که ما در زمینه‌ى فرهنگ داریم، اینها اولویت خواهد داشت؛ یعنى اینها تأثیراتش بیشتر خواهد بود. بله، اینها را باید دنبال کنید تا ان‌شاءاللَّه تحقق پیدا کند.


لزوم پرهیزازحاشیه سازی دولت

 مسئله‌ى دیگرى هم که باز مطرح میشود و من به طور کلى عرض میکنم، این است: با این همه کارى که دولت دارد، سعى کنید دچار حاشیه‌سازى‌هاى مسئله‌دار نشوید.

 دولت دارد کار میکند، تلاش میکند، میدان هم براى کار بحمداللَّه هست، نیاز هم به کار هست. خب، یک میدان کارى وجود دارد، نیاز فراوانى هم وجود دارد، دولت هم نشان داده که اهل خطرپذیرى و وارد شدن در میدانهاى کار و با همه‌ى وجود کار کردن و وارد میدان شدن است؛ خیلى خوب، با این اوضاع و احوال، واقعاً شایسته و سزاوار نیست که حواشى‌اى به وجود بیاید؛ حالا چه حواشى‌اى که خود شما گاهى اوقات بى‌توجه به وجود مى‌آورید،

 چه آنهائى که دیگران به وجود مى‌آورند و شما هم تسلیم آنها میشوید؛

 

 از این حواشى باید پرهیز کرد. نگذارید در فضاى کشور، در فضاى بین دولت و مردم، درگیرى‌ها و دلهره‌هائى به وجود بیاید که شماها را از کار باز بدارد.

ایرانی گری،علاقه به ایران ونظرآقا

 مسائل گوناگونى مطرح میشود. توصیه‌ى من  این است که در زمینه‌ى علاقه‌ى به ایران، علاقه‌ى به کشور و گرایش به ایران، چند نکته را توجه داشته باشید:

 یکى اینکه مهمترین بخش مربوط به کشور، زبان و ادبیات است. علاقه‌ى به ایران، اینجورى تحقق پیدا میکند.

ما در کشور زبانهاى مختلفى داریم؛ اما زبان ملى، فارسى است.

 آن کسانى که زبانهاى مختلف دارند، خودشان جزو مروّجین درجه‌ى یک زبان فارسى هستند.

 بهترین مقالات را در زمینه‌ى زبان فارسى، ترک‌زبانها نوشتند؛ این را من از روى اطلاع دارم عرض میکنم. ...(1) ان‌شاءاللَّه کردها هم مینویسند؛ حرفى نیست، ما استقبال میکنیم.

 محققین برجسته‌ى ترک‌زبان کشور، در طول دهه‌هاى گذشته، بهترین و قوى‌ترین مقالات را در زمینه‌ى زبان فارسى نوشتند. بنابراین نباید تصور شود که زبان فارسى نماد ملیت ایران نیست؛ چرا، هست. روى این موضوع تکیه شود.

 یا روى ایرانِ بعد از اسلام تکیه شود.

 افتخاراتى که ایرانِ دوره‌ى اسلامى دارد، در هیچ دوره‌ى دیگرى از دوره‌هاى تاریخىِ ما این افتخارات وجود ندارد؛

 من این را با استدلال به شما عرض میکنم و این قابل اثبات است.

 گسترش کشور، پیروزى‌هاى بزرگ نظامى کشور، پیشرفتهاى عظیم علمى کشور در زمینه‌هاى گوناگون، همه‌اش مال دوره‌هاى بعد از اسلام است.

نه اینکه قبل از اسلام از این چیزها ندارد؛ چرا، اما نسبت به دوره‌ى اسلامى، آنها ناقص است، کم است.

 البته یک چیزهائى به عنوان گفته‌ها مطرح میشود، اما چیزهائى نیست که مستند باشد و کسى بتواند آنها را اثبات کند؛

 اینها قابل اثبات نیست.

 اما آنچه که در دوره‌ى اسلامى واقع شده، قابل اثبات است؛ روشن است. شما نگاه کنید ببینید پیشرفت نظامى و علمى و فرهنگى ایران در دوره‌ى دیلمى‌ها، در دوره‌ى سلجوقى‌ها، بعدها در دوره‌ى صفویه، و حتّى در این وسط، در بخشى از دوره‌ى حاکمیت مغول چگونه است. مغولها به ایران که آمدند، ایرانى شدند و تحت تأثیر فرهنگ ایران قرار گرفتند؛ کمااینکه به هند که رفتند، هندى شدند. چه کارهاى برجسته و عظیم علمى و فرهنگى و هنرى در این دوره انجام گرفته.

اگر کسى میخواهد از ایران و ایرانى‌گرى حمایت کند،(قابل توجه کسانی که مکتب ایرانی را مطرح کردند)

 خب، ایران دوران اسلامى، هم مدون‌تر است، هم مستندتر است، هم قابل قبول‌تر است، هم جلوى چشم است؛ کتابش جلوى چشم است، معمارى‌اش جلوى چشم است، نشانه‌هاى علمى‌اش جلوى چشم است؛ تاریخش تدوین‌شده و روشن است.

همکاری قوا یک ضرورت بزرگ

نکته‌ى آخر هم - که دیگر ظاهراً به اذان داریم نزدیک میشویم - این است که مسئله‌ى همکارى قوا را حل کنید. من هم غالباً به قوا سفارش میکنم؛

 اما حالا شما که قوه‌ى مجریه هستید و اینجا حضور دارید، به شما باید سفارش کنم.

هرچه میتوانید،

 در آن جاهائى که میشود کوتاه آمد، کوتاه بیائید؛ چه اشکالى دارد؟

 آنجائى که میشود تبیین کرد، تبیین کنید.

آنجائى که میشود با ایجاد ارتباطات دوستانه، مسئله را حل کرد، اینجورى حل کنید.

 چرا من اینقدر بر تشکیل جلسه‌ى رؤساى قوا اصرار میکنم؟ وقتى که جلسه‌ى رؤساى قوا تشکیل بشود، خیلى از این مشکلات حل میشود. در جلساتِ روبه‌رو، با همدیگر مى‌نشینند حرف میزنند؛ این کار خیلى از مشکلات را حل میکند؛ این تجربه‌ى ماست از گذشته. گیرم که حالا برخى از راه‌هاى گوناگونى هم که دوستان رفتند، به نتیجه نرسیده باشد؛ اما خب، راه‌هاى دیگرى وجود دارد. بالاخره اختلاف سلیقه‌ها یا اختلاف برداشتهاى از قانون را اینجورى باید حل کرد. کارى کنید که این ارتباط، ارتباط صمیمانه‌اى بشود.

 اگر چنانچه یک رفتارى را مشاهده میکنید که این رفتار را از آن طرف دیگر نمى‌پسندید،

یک مراجعه هم به خودمان بکنیم، ببینیم آیا ما در آن فضاى سنگینى که اشاره میشود، مثلاً تأثیرى داشته‌ایم یا نداشته‌ایم. مراقبت بکنیم؛ اگر ما تأثیر داشتیم، آن را برداریم.

 من مسئولین محترم را، شماها را، رؤساى قوا را و یکایک فعالان مسائل کشور را دعا میکنم. ان‌شاءاللَّه خداى متعال توفیقاتش را بر شماها زیاد کند تا بتوانید کارهائى را که انجام دادن آنها از شما توقع میرود، به بهترین وجهى انجام بدهید. نیتها را خالص کنید، با صمیمیت و صفا وارد میدان کار باشید و

 نگذارید این تلاش و کوششى که الحمدللَّه به آن شناخته شدید، اندکى کاهش پیدا کند.
    والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌
1) یکى از مسئولین: کردها هم همین طورند.

مرتبط: 

_جهاد اقتصادی وبیان آقا(1)

_سال جهاد اقتصادی وکلام قرآن کریم

_علامه بصیر:جریان بهائیت هم باادعای دروغ ارتباط باامام زمان شروع شد.




برچسب ها : امام خامنه ای ،جهاد اقتصادی ،جریان انحرافی ،مکتب ایرانی
ارسال در تاريخ چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠ توسط محسن
نظرات شما ()

هفته نامه 9دی به بهانه ای واهی توقیف!!روزنامه ایران با این همه جرم فقط تذکر!!!

چند وقتی است که میخواستم حول موضوع توقیف هفته نامه  9دی مطلبی را بنویسم

اما متاسفانه  توفیق نداشتم تاالان...

بعدازمدتها حیرت رسانه ها ومجلات وهفته نامه ها ی کشوری، درسال 89هفته نامه ای با اسم پرمسمی 9دی پابه عرصه وجود نهاد تا مامنی باشد برای قشرحزب الله ودوری آنها ازاینهمه نشریات گروهها واحزاب وسلاحی باشد برای مقابله همه جانبه با هجمه وسیع فرهنگی ومطبوعاتی منحرفین وضد انقلاب درکشور.

هفته نامه 9دی آغازبه کارکرد...

ناگفته های زیادی را مطرح گفت -مواضع وشخصیتهای گوگناگونی را بانگاه تیزوبرنده انقلابی بررسی کرد-محافظانه کارانه برخورد نکرد ومشکلات مختلف وجاری درکشوررا به طور صریح بیان کرد-جریان انحرافی را تا زمان بودنش افشاکرد وازهرتزویر گر چه به نام اصلاح طلب چه بانام اصولگرایی تبری جست.

20شماره ازهفته نامه 9دی که جمعا شاید فایده اش ازچند سال فعالیت دهها روزنامه ومجلات مختلف  باصرف هزینه های گزافی که این روزنامه ونشریات دارند بیشتر بود وفضای خوبی را درکشورایجاد کرد.

اما تااینکه...

جریان انحرافی وخواص مردود تاب نیاورند ودرصدد برچیدن این روزنامه جمع شدند.

هفته نامه 9دی دراین جبهه درمقابل منافع مفسدین انحراف وغارتگران مردود شهید شد. شهادتش گوارا باد.یادتش گرامی.دلمان برایتش تنگ شده.

تقریبا هیچ مطبوعه ی حزب اللهی درطول 20سال گذشته سراغ نداریم که تعطیل یا توقیف نشده باشد.

هرمطبوعه ی حزب اللهی که در20سال گذشته به یک موفقیتی رسیده به یک شکلی ازدور خارج شده است.

ازمجله صبح گرفته تا کیهان هوایی از مجله شلمچه تا سوره. و ارزشها و کمال و...

واین باید برای ماقابل توجه باشد که چه طور میشود که هرنشریه حزب اللهی که فعالیت میکند وبه موفقیت می رسد باید دراوج تعطیل بشود!!!؟؟؟

چرا وبه چه دلایل واهی مسئولان، هفته نامه 9دی را توقیف کردند ،به دلیل نشرموضوعات اقتصادی ؟!!که این سخن زیرسوال است ونشراطلاعات اقتصادی (که صرفا اقتصادی نبود وماهیتی سیاسی نیز داشته) دلیلی واهی است  برای توقیف.

البته فرضا برفرض محال این کارتخلف باشد آیا درمرحله اول باید توقیف کرد یا تذکرداد.

چاپ کاریکاتور محمدخاتمی(که لعنت خدا ورسول وخاندانش براوباد) دیگرچه بهانه ای است،کاریکاتوری که بارها وبارها درروزنامه ومطبوعات مختلف نشرداده شده بود.

وهمین جامی گویم که مسئولین دادگاه روحانیت به چه دلیلی بعد ازاینهمه فساد این شخص ملعون وفاسد هنوزهم اورا خلع لباس نکردندوهمین جا عدالت مشخص میشود که باید با طلبه سیرجانی که درمسیرنظام حرکت میکند وبرای اجرای عدالت وبرضد همین مفسدین به پاخواسته برخورد ودرمدتی اورا خلع لباس کنند اما نجسی مثل محمد خاتمی که لعنت همه اولیای خدا براو باد باید راحت بالباس پیغمبرخدا جولان دهد.

این هم بازبرفرض شدیدا محال تخلف ،آیا باید اول تذکرداد یا توقیف کرد؟!!!

این نشان ازتاثیربالای این نشریه داشته است که دستگاه ثروت وقدرت را به لرزه درآورده است.

جای سوال این جاست که چرا روزنامه شرق،مردم سالاری،اعتماد وبالاخص روزنامه ایران  بااین همه تخلف ،بااین همه افتراء،بااین همه جرم وبا این همه دروغ وبااین همه توهین به مسئولین نباید توقیف شود؟!!

چرا اقدامی صورت نمی گیرد،واقعا مردم چه گناهی کردند که باید چرندیات مختلف را ازروزنامه های چرند مختلف ببینند ونتوانند هیچ بگویند!

آیا اقدام مناسب تذکر صرف است!!!!!!

اقدام مناسب چیست؟

برخورد مناسب وعادلانه با مطبوعه ای مثل رورنامه ایران که اقدامات جرم گونه ای مثل تشکیک در مقوله حکم حکومتی، زیر سؤال بردن بیانات امام راحل مبنی بر در رأس امور بودن مجلس، پیگیری خط انحرافی در ماجرای برکناری وزیر اطلاعات، انتشار ویژه‌نامه حاوی توهین به آیت‌الله مصباح یزدی (این مطهری وعلامه طباطبایی زمان که امام خامنه ای درباره ایشان میفرماید آیت الله مصباح چشم فتنه بین دارند)، رئیس قوه قضائیه، فرمانده سپاه و برخی دیگر از شخصیت‌های انقلاب، ایجاد تقابل با روحانیت و حوزه‌های علمیه و در جدیدترین مورد انتشار ویژه‌نامه تقلیل‌گرایانه و موهن در زمینه پوشش و حجاب وبیان حرفهای عجیب ودورغی درباره چادرمشکی درپرونده  ننگین خود دارد فقط تذکر است؟؟!!

که بگوییم تذکرداده شد فرستاده شد دادگاه!!!

به عکس های موجود درتصویرتوجه کنید.

خنده دارنیست؟

عدالت این است،ازمسئولین می پرسم که نباید به آنها شک کرد که چطور هفته نامه منتسب به حزب الله (که آیت الله علم الهدی مدیرمسئول آن را فردی لایق می داند) بدون هیچ دلیلی وهیچ استنادی وهیچ مدرکی بدون ارائه هیچ تذکری باید فوری وفوتی توقیف میشودولی روزنامه ای مثل روزنامه ایران که همه جورجرمی برلوح افتخاراتش ثبت است هی امروز وفردا شود وفقط بگویند تذکردادیم!!!

من ازاین مقایسه به شکی عظیم میرسم که گویا خللی برنظارت کنندگان برمطبوعات وقوه قضائیه وارداست که هست.

مطمئنا غرض ورزی شدیدی درکاراست.

یک نکته:اینکه بعضی ازدوستان گفتند حرفهای خوبی هم دراین ویژه نامه زده شده است درست است واصولش هم همین است ولی باید بدانیم یک جریان منحرف برای القای حرف غلط باید حرف درست زیاد بگوید مثل همین صحبتهای جدید مشایی (عامل دشمن)که من 20دقیقه آنرا گوش کردم شاید 15،14دقیقه اش حرف درست بود ولی بقیه آن درلابلای حرف درست حرف باطل والبته مهم را گنجانده بود.پس باید حق وباطل ترکیب شود تا غلط معلوم نباشد

یادم میآید آنروزها خبری آمد مبنی براین که حمید رسایی مدیرمسئول هفته نامه 9دی درجلسه ای بعد ازتوقیف 9دی گفته است:(درمشهد آیت الله آملی لاریجانی را دیدم وبه ایشان گله کردم که توقیف هفته نامه خلاف قانون وتوجیه قانونی نداشته است وایشان(رییس قوه قضائیه)پاسخ دادند:شما دراین هفته نامه اخوی مارا(علی لاریجانی)زیاد اذیت کرده اید)

آیا عدالت این است؟با یکی این طور برخورد شود بادیگری طور دیگر.

عدالت دستگاه  قضایی این است؟!!

ونه فقط قوه قضائیه که معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد هم ناعادلانه رفتارکرده(درپرانتز می گویم که دکتررامین مدیرانقلابی را که معاون مطبوعاتی سابق وزیر ارشاد بود به همین دلیل برکنارکردند وکسی دست نشانده جریان انحرافی را نشاندند که همین اعمال را انجام دهد اعمالی چون همراهی بافتنه گران :راه اندازی دوباره روزنامه اعتماد ودشمنی با حزب الله:توقیف هفته نامه 9دی)

درانتها می گویم که اگرمسئولین مربوطه درکمیته نظارت برمطبوعات وقوه قضائیه اقدامی جز توقیف روزنامه ایران ومحکومیت مسئولین آن انجام دهند مرتکب خطایی عظیم وناعدالتی والبته نامردی عظیمی شده اند که باید درپیشگاه خدا درآینده ای نه چندان دورپاسخگو باشند.

والسلام

محسن یک بسیجی امام خامنه ای

مرتبط:

_مشایی خوشحال مباش توهم زمین خواهی خورد.

_ اهداف 10 گانه جریان انحرافی ازانتشار ویژه نامه «خاتون»

_ حجت الاسلام طائب: امروز پس‌مانده‌های جریان انحرافی به مقابله با چادر می‌پردازند




برچسب ها : حمید رسایی ،علامه آیت الله مصباح یزدی ،جریان انحرافی ،روزنامه ایران
ارسال در تاريخ دوشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٠ توسط محسن
نظرات شما ()

 بازهم سخن تازه ای ازعلامه مصباح ،آیت الله معزز مصباح یزدی به گوش رسید

که چشم دشمنان را کور خواهد کرد وعقده های آنان را افزون می کند.

والبته دست امثال خبرگزاری های مهرکه جعل خبرمی کنند والقای تناقض دررفتار علامه را هدایت می کنند نیز رو می شود

گوش جان بسپاریم به مطهری زمان به علامه طباطبایی زمان وبه کسی که امام خامنه ای فرموده اند:که علامه مصباح یزدی چشم فتنه بین دارند.

آیت الله مصباح یزدی ضمن ترسیم شاخص های مکتب امام و اصولگرایی راستین هشدار دادند:

جریان بهائیت هم با ادعای دروغ ارتباط با امام زمان(عج) شروع شد.

 

 "جریان بهائیت با ادعای دروغین ارتباط با امام زمان (عج) شروع شد، ما باید این انحراف را جدی بگیریم، باید عمیق‌تر برخورد کنیم."

عبارت فوق جدیدترین هشدار آیت الله مصباح یزدی نسبت به جریانی نفوذی بود که با قبضه کانون های قدرت و ثروت درصدد القای افکار انحرافی خود به جامعه اسلامی است.

رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) که از هر فرصتی برای تبیین مواضع این جریان استفاده می کند اینبار در مشهد مقدس و در جمع اعضای دفتر پژوهش‌های فرهنگی در سخنان مهمی ضمن ترسیم شاخص های اصولگرای راستین و بیان  ویژگی های مکتب امام (ره) به زوایای جدیدی از انحراف جریان نفوذی در کشور پرداختند.

عقلانیت، معنویت و عدالت سه شاخص عمده مکتب امام (ره)

این استاد برجسته حوزه علمیه قم «عقلانیت»، «معنویت» و «عدالت» را سه شاخص عمده مکتب امام (ره) برشمرده و در توضیح مفهوم عقلانیت و سوء استفاده‌هایی که ممکن است از این تعبیر شود، بیان داشت: ابتدا باید ببینیم در ادبیات فلسفی و سیاسی، عقلانیت به چند صورت به کار می‌رود و منظور ما از عقلانیت چیست.

وی در ادامه اظهار داشت: عقلانیت در اصطلاح فیلسوفان قدیم به معنای پیروی از عقل، معرفی می‌شد که جنبه سلبی آن نفی اصالت حس بود، ولی در قرون وسطا، گرایش غالب که از کلیسا سرچشمه می‌گرفت، عقلانیت را در مقابل اصالت وحی قرار می‌داد و با نفی عقلانیت می‌گفت که ایمان بیاور، بعد بشناس.

وی ادامه داد: در مقابل این گرایش در قرون بعد، فیلسوفانی وارد صحنه شدند که قائل به اصالت عقل بودند، و در نتیجه زمینه‌ای برای مبارزه با کاتولیسیسم شکل گرفت و تحولاتی در علم و فلسفه ایجاد شد.

 آیت الله مصباح یزدی بیان داشت: مهمترین محور در این جریان، شعار «انسان محوری»، «اصالت انسان» یا «اومانیسم» بود و منافع انسان، محور اصلی و تعیین کننده معرفی شد و خواسته انسان، ملاک حق بود که نفی اصالت وحی را به دنبال داشت.

وی به مفهوم عقلانیت در عصر جدید نیز اشاره و یادآور شد: در عصر جدید که جامعه‌شناسان و مردم‌شناسانی مانند «آگوست کنت»، دوران حیات انسان را به دوره‌هایی چون «اساطیر»، «سحر و جادو و دین»، «فلسفه» و «علم» تقسیم کردند، عقلانیت معنای دیگری به خود گرفت و با تجربه حسی هم‌معنا شد.

وی افزود: در این دوران عقلانیت به اثبات مسائل با روش علمی تعریف شد و کاملا با اصطلاحی که مسائل را با دلیل عقلی ثابت می‌کرد، متفاوت جلوه کرد.

استاد حوزه علمیه قم در بیان تفاوت دو مفهوم از عقلانیت گفت: در عقلانیتی که مسایل را با دلیل عقلی ثابت می‌کرد، ملاک پیروی از عقل بود و بر اساس آن خدا اثبات می‌شد، ولی عقلانیت جدید با تکیه بر تجربه می‌گوید، عقل نمی‌تواند وجود خدا را اثبات کند زیرا عقل تجربه‌ای درباره خدا ندارد.

عضو خبرگان رهبری سپس به معنای عقلانیت در قرآن اشاره و تصریح کرد: قرآن واژه عقل را در جایی به کار می‌برد که تجربه حسی در آن راه ندارد؛ خداوند در ابتدای سوره بقره می‌فرماید، قرآن برای کسانی نازل شده که ایمان به غیب دارند، و همان طور که می‌دانید غیب را نمی‌توان با حس تجربه کرد، بلکه شناختن غیب با عقل است.

وی یادآور شد: این عقلانیت به معنای اعتقاد به وجود عقل و ارزش ادراکات عقلی است و بر اساس آن‌ها مبانی دینی و ارزشی اثبات می‌‌شود، و شامل مطالب عقلی محض می‌شود که اصلا حس در آن راه ندارد و نیز شامل مطالبی که از راه وحی به دست می‌آید می‌شود؛ چون پشتوانه عقلانی دارند؛ و همچنین شهودهای عرفانی را تا آنجا که با ادله عقلی قابل تأیید و تبیین باشد شامل می‌شود.

عقلانیتی که شاخص مکتب امام (ره) است

عضو مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: عقلانیت که شاخص مکتب امام (ره) است به معنای استناد به ادله معتبر عقل و ادراکات عقلی است که اعتبار معرفت حسی هم به آن وابسته است؛ و عنصر منفی و سلبی که در این واژه لحاظ شده، نفی خرافات و افکار انحرافی است که عقل سلیم انسان آن را معتبر نمی‌داند.

آیت‌الله مصباح یزدی در ادامه به تبیین شاخص معنویت پرداخت و خاطر نشان کرد: برای معنویت نیز معانی مختلفی بیان شده است، که متأسفانه در عصر ما مورد سوء‌استفاده قرار گرفته است، منظور از معنویت در مکتب امام (ره) این است که به مادیات دلبستگی پیدا نکنیم و در مقابل لذت‌های مادی و حیوانی خود را نبازیم.

وی همچنین به ریشه‌های این اصطلاح اشاره کرد و افزود: اصطلاح قدیمی فلاسفه از معنویت، «اصالت معنا» و «ایدئالیسم» بود، به این معنا که اصولا ادراکات حسی هیچ ارزشی ندارند و آنچه حس می‌کنیم، مبتنی بر واقعیاتی ورای ادراک حسی است، که این یک نوع تفریط‌گرایی در معرفت‌های حسی به شمار می‌رود.

رییس موسسه امام خمینی (ره)  یادآور شد: معقول‌ترین گرایش معنوی در میان فلاسفه گذشته در مکتب افلاطون دیده می‌شود و افرادی که مکتب اشراقی دارند، کم و بیش به همان معنا معتقدند.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اصطلاح دیگر معنویت ادامه داد: انسان‌ها از قدیم، به چیزهایی غیر از امور مادی معتقد بوده‌اند که با حواس مادی قابل تشخیص و تبیین نبوده و ویژگی‌های مادی مانند سه بعدی بودن، وزن داشتن، یا اختصاص دادن مکانی به خود را ندارد و با این حال واقعیت دارند.

وی اظهار داشت: روان‌شناسان در تجربیات علمی خود در تعامل با بیماران روانی، کم‌کم دریافتند که انسان نمی‌تواند بدون اعتقاد به امور غیرمادی پاسخ گوی سؤالات خود باشد، از این رو در عصر اخیر گرایش «پراگماتیستی» به این سمت حرکت کرد که هر امری اعم از مادی و غیر مادی در عمل برای زندگی مفید است، حقیقت دارد، و از این‌رو باید به امور معنوی و ارزش‌های فراتر از حقایق مادی معتقد باشم تا سلامت زندگی را تأمین کنیم؛ و در نتیجه بدون اعتنا به وجود خدا، به این معنا قائل به معنویت شدند.

وی خاطر نشان کرد: بالاخره در این گرایش عام، اعتقاد به تأثیر اموری که حسی نیستند و به یک معنا ماورایی هستند، اعم از بت، روح، عقول و هر امر غیر مادی دیگر، یک نوع معنویت است.

وی همچنین گرایشی که امروزه در دنیا رواج پیدا کرده را مورد توجه قرار داد و گفت: بعد از آفات و نابسامانی‌های جنگ جهانی دوم، برخی دانشمندان منشأ پیدایش جنگ را اختلاف مذهبی معرفی کردند و کوشیدند ایدئولوژی جدیدی مطرح کنند که منشأ جنگ را از بین ببرد.

آیت الله مصباح  افزود: برای برون رفت از این مشکل، پیشنهاد ایجاد دین جهانی را دادند که بی‌نتیجه ماند، ولی راه دیگری را فیلسوفان پیشنهاد کردند مبنی بر این‌که همه ادیان صحیح است و این امر منشأ پیدایش «پلورالیسم دینی» شد و بر روی آن تبلیغات فراوانی شد.

سوژه های تبلیغات پلورالیستی

نماینده مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: عباراتی مانند: «هیچ دلیلی نداریم که شیعه برتر است»، یا «معلوم نیست اسلام برتر از بت پرستی باشد»، «هر که معنویت دارد ارزش دارد»، « ادیان در ظاهر مختلف‌اند ولی در جوهر شبیه یکدیگر هستند»، و ترویج مفاهیمی از قبیل عشق و صلح مطلق، سوژه تبلیغات پلورالیستی است.

آیت الله مصباح یزدی تأکید کرد: تکیه مکتب امام (ره) در شاخص معنویت روی این است که باید دنبال حقیقت باشیم و ببینم مصلحت دین چیست، که مفهوم سلبی آن این است که در مادیات غرق نشویم، ماده‌پرست نشویم، تمام دل را به پدیده‌های مادی نسپاریم، و عشق به شهوات زندگی را پر نکند.

وی یادآور شد:‌ با این اوصاف، معنویتی که حتی شامل بت‌پرستی هم می‌شود، از دایره معنویتی که امام (ره) ترویج می‌کرد بیرون می‌رود، چه رسد به این‌که کسانی بگویند دوران اسلام‌گرایی گذشته و امروز بشر به جایی رسیده که بدون استفاده از پروسه دین به حقیقت می‌رسد! استفاده از الفاظ متشابه به عنوان ابزار فریب توسط دشمنان استفاده می‌شود.

اهمیت توجه به کدهای شیطان

استاد حوزه علمیه قم توجه به کد‌های شیطانی را مهم برشمرد و گفت:‌ کدهایی مانند این‌که باید از ظواهر دین عبور کرد، یا دوران رسیدن به معنویت از راه دین گذشته و بدون دخالت دین هم می‌شود به حقیقت رسید، مواردی است که بیشتر باید مورد توجه قرار بگیرد و فریب این جملات به ظاهر دلنشین را نخوریم.

وی تصریح کرد: از جمله آفاتی که باید خود را در برابر آن حفظ کنیم دام اشتراک لفظی و فریب الفاظ را خوردن است.

آیت الله مصباح یزدی تأکید کرد: برگشت به دورانی که «آگوست کنت» دین و سحر و جادو را خویشاوند می‌خواند، ارتجاع و عقب‌گرد است نه تکامل و پیشرفت!

مبدا پیدایش بهائیت

وی یادآور شد:‌ مبدأ پیدایش بهائیت که امروز در دنیا به عنوان اسلام نوین معرفی می‌شود و با سوء استفاده از مزایای اسلام گسترش پیدا کرده، از یک طلبه ساده، فقیر و منحرف بود که با تحریک یک جاسوس، ایجاد شد.

عضو خبرگان رهبری خاطر نشان کرد: جریان بهائیت با همین ادعای دروغین ارتباط با امام زمان(عج) شروع شد، و ما باید این انحراف را جدی بگیریم، باید عمیق‌تر برخورد کنیم، چشم بسته حرف کسی را قبول نکنیم، هرچند او کمک‌های مالی و خدماتی انجام داده و جوایزی هم بدهد.

برای سلامتی وجود امام خامنه ای وعمارهای چنین دوست داشتنی چون علامه فقیه مصباح یزدی 14صلوات بفرستید.




برچسب ها : علامه آیت الله مصباح یزدی ،بهائیت ،مکتب امام ،جریان انحرافی
ارسال در تاريخ شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠ توسط محسن
نظرات شما ()