اختلاس 3000میلیاردی بحثی است که این روزها نقل محافل گوناگون شده است.
وهرکس وناکسی هرچه میتواند مینویسد ومیگوید.

اما فساد اقتصادی چیزی است که فی نفسه قلب هارا می آزارد ودربعضی موجب ناامیدی می شودواین فساد اخیر هم ناشی ازدو چیز است:
1-نظام رباگونه بانک ها
2-مهم تر ازآن بی توجهی وعمل نکردن به مطالبات آقا درمورد مقابله با فساد اقتصادی ازجمله فرمان معروف هشت ماده ای آقا به سران قوا
خب این فساد توسط برخی رسانه ها افشا شد-که کار درستی هم بود افشای اینها و برخی موارد دیگر هم بایدگفته شود تا مفسدین فکر نکنند که مصونیت دارند.
اینها همه درست-افشاگری وروکردن دست مفسدین ومعرفی آنها به مردم بسیار کارخوبی است واگر انجام نشود ضرر وخطاست
اما سخن این نوشته این است که مسائل دیگر وباارزش تری هم وجود دارد که آنها را نباید فراموش کنیم.
نمی گویم بنکل هیچ نگویید(که بعضی با بهانه های واهی اینرا میگویند) که حتما غلط وانحراف است اما میگویم همه ظرفیت را خرج این امر نکنیم.
اولویت بندی کنیم.
اما نکته ای دیگر اینکه مفسدین اصلی وآنهایی که راس مفسدینند را فراموش نکنیم.
امام خامنه ای دردیدار کارگزاران حج فرمودند:
ادامه هیاهو و جنجال، بخصوص اگر عدهای بدنبال استفادههای دیگر از این مسائل باشند، به صلاح نیست و همه باید مراقب باشند.
سوء استفاده کنندگان چه کسانی هستند؟
رفقا دادگاه فائزه هاشمی رفسنجانی را فراموش نکنیم.


سخنرانی درمیتینگ انتخاباتی ورقص مختلط با آهنگ شدید درورزشگاه آزادی
فرار مهدی هاشمی رفسنجانی کسی که نقش عظیمی دربرپایی فتنه 88 داشت واینکه او الان باید درزندان باشد را فراموش نکنیم.

فساد عمیق دانشگاه آزاد نه فقط فساد اقتصادی سردرمدارانش بلکه جوضد اخلاقی که دردانشگاه آزاد وجود دارد ومفسدی مثل عبد الله جاسبی رییس این دانشگاه را فراموش نکنیم.
بدانیم گناه اینها بسیار بسیار فراتر از این اختلاس میباشد.
یادمان نرود مطالبه محاکمه اصحاب فتنه(نه فقط سران فتنه)را.آنهایی که آمدند نظام را زیرورو کنند-آمدند اسلام را زمین بزنند(البته به خیال خوشان) ومحاربه کردند با خدا-این ها را فراموش نکنیم.

البته دراین طرح جای هاشمی وفرزندانش خالی است چون این سه عروسک بودند- راس فتنه آنهاهستند.
به توطئه تطهیر فتنه گران توجه کنیم.
اصلا سخن این نیست که مثلا چیزی ازاختلاس نگوییم نه سخن این است که همه را والبته درجایش واندازه اش بگوییم-جامع نگر باشیم-مقطعی وضربتی نگر نباشیم-آینده نگر باشیم-همزمان هم اختلاس را پوشش دهیم وازاین مهم تر مفسدین اصیل را هم رسانه ای کنیم.
پیشنهادی من میدهم به قوه قضائیه واینکه حال که عزم مبارزه افزایش پیدا کرده همزمان که به پرونده اختلاس رسیدگی میکنند این پرونده های مهم فساد اقتصادی زیررا هم دردستور کار قراردهند:
پرونده های چون:کرسنت،سلطان شکر،المکاسب،صندوق مولی الموحدین(جالب وغم انگیز درپوشش این اسم فساد کردند)وپرونده نفت توتال(که مرتبط است با مهدی هاشمی رفسنجانی)،زمین خواری 50هکتاری درسیرجان و...
این پرونده های برزمین مانده را هم به نتیجه برسانند.که انشاءالله میرسانند
امام خامنه ای درهمین دیدار اخیر فرمودند:
مسئولین کشور در هر سه قوه، هم با این حادثه، هم انشاءالله با حوادث دیگر مبارزه میکنند و پیشگیرى میکنند؛ باید هم بکنند، وظیفهشان است که مقابله و مبارزه کنند.
وبازهم میگوییم رسانه ها همه مفاسد را ببینند-مغرض نباشند والبته سوء استفاده هم نکنند.
برای خودم جالب است روزنامه هایی که متعلق به اصحاب فتنه است وخودشان دستی عظیم برفساد دارند هم هرروز تیترشان شده اختلاس 3000میلیاردی!!!!
کمی تعجب آور والبته هشدار انگیز است.
مبادا جامع نگر نباشیم وضربه بخوریم.
البته قوه قضائیه بداند این نوشتار حمایتی ازآنان نکرده است چون ده سال فرمان هست ماده ای آقا را زمین گذاشته اند واخیرا خود آقا هم فرمودند هیچ عمل نشده
آقا چند روز پیش دردیدار کارگزان حج فرمودند:
چند سال قبل از این - نمیدانم حالا ده سال است یا بیشتر است - من توصیههاى مؤکدى را راجع به مقابلهى با فساد اقتصادى به مسئولین کشور کردم؛ استقبال هم کردند؛ اما خب، اگر عمل میکردند، دیگر این فساد بانکى اخیر - که حالا همهى روزنامهها و همهى دستگاهها و همهى ذهنها را پر کرده - پیش نمىآمد. وقتى عمل نمیکنیم، دچار این حوادث میشویم. اگر با فساد مبارزه بشود، دیگر این چند هزار میلیارد - یا هرچه - سوءاستفادهاى که افرادى بیایند بکنند، پیش نمىآید. وقتى عمل نمیکنیم، خب، پیش مىآید؛ ذهن مردم را مشغول میکند، دل مردم را مشغول میکند، دل آدمها را میشکند. چقدر در این کشور از بروز یک چنین فسادى دلها ناراحت میشود؟ چقدر آدمها امیدشان را از دست میدهند؟ این سزاوار است؟ این به خاطر این است که عمل نکردیم. از همان وقت که گفته شد فساد ریشهدار میشود، ریشه پیدا میکند، شاخ و برگ پیدا میکند، هرچه که بگذرد، کندنش مشکل میشود - اینها گفته شد، اینها تأکید شد، اینها همه بیان شد؛ اینها سرمایهگذار پاکدامن و صادق را مأیوس میکند - اگر عمل میشد، مبتلا به این مسائل نمیشدیم. حالا مبتلا شدیم.
راستش دل خوشی هم ازقوه قضائیه نداریم.
اما جنجال آفرینی وشلوغ بازی دودش نه تنها درچشم مفسدین نمی رود بلکه ضررش به نظام وامید مردم میرسد وبه نظر من جنجال آفرینی خود سدی دربرابر مبارزه وحتی مطالبه گری حزب الله است و آقا درعین حالی که محکم با این قضیه برخورد کردند وناراحتی خود را ابراز داشتند اما فرمودند جنجال آفرینی نکنید:
خب، البته خبررسانى شد؛ مطبوعات، دیگران، کارهائى کردند، خبررسانى کردند، ایرادى ندارد؛ اما دیگر نباید قضیه را خیلى کش بدهند. بگذارید مسئولین کارشان را بکنند؛ عاقلانه، مدبرانه، قوى و با دقت قضایا را دنبال کنند. جنجال و هیاهو تا یک مقدارى براى آگاهىها لازم است؛ دیگر همین طور هى ادامه دادن - بخصوص که اگر بعضىها هم بخواهند در این بین استفادههاى دیگرى از این مسائل بکنند(به این جمله خیلی دقت کنیداین بعضی چه کسانی هستند؟)- هیچ مصلحت نیست. باید مراقبت بشود. البته مسئولین دنبال کنند. مردم هم بدانند که این چیزها دنبال میشود و متوقف نمیشود و انشاءالله به توفیق الهى دستهاى خائن قطع خواهد شد.
این یک مطلب
مطلب دیگر که برای من اهمیت دارد وبه نوعی به این بحث هم مربوط میشود این است که:
بیداری اسلامی وتاثیر بیداری اسلامی برجهان تحولات عظیمی را درحال رقم زدن است.


وما حزب الله وجوانان حزب اللهی وظیفه داریم نقش خودمان را دراین تحولات ایفا کنیم.
واقعا فضای ذهنی وعملی امام خامنه ای را بشناسیم وبفهمیم وهمراه آن هم حرکت کنیم.
این عجیب واتفاقی نویی است که آقا درظرف 10روز در3سخنرانی مهم بین المللی به طور مستقیم حضور می یابند وبیانات جامعی را عرضه می دارند-سخنرانی درجمع مدعووین مجمع جهانی اهل بیت،سخنرانی درهمایش بیداری اسلامی،سخنرانی درکنفرانس حمایت ازانتفاضه فلسطین



اینها ودیگر بیانات آقا نشان میدهد که آقا دارند به طور مستقیم انقلاب ها را خط دهی میکنند وراهکار عملیاتی به ملتهای به پاخواسته میدهند
خب این مسئله بسیار اهمیت دارد-پس رسانه ها آن را فراموش نکنند ویا کم اهمیت جلوه ندهند حداقل حزب الله فراموش نکند.
ببینیم وبشناشیم آقا الان ازجوانان ،دانشجویان وطلاب چه چیزی انتظار دارند؟
حتما بخشی ازآن مطالبه عدالت است که بسیار هم مهم است اما بخش دیگر آن انتقال تجربیات وراهکارها ومحتوا به ملت های مسلمان است
آقا فرمودند:که جوانان مسلمان ایرانی الگوی ملت ها شده اند.
پس باید حرکت کرد وآقا را یاری کنیم دراین امر وماهم سهم خوداز این وظیفه خطیر(خط دهی به انقلاب ها وملتها)را جامه عمل بپوشانیم
امام خامنه ای دردیدار کارگزاران حج فرمودند:
سعیشان این است که نگذارند بین ملتها ارتباط برقرار شود، دلها به هم نزدیک شود. «صد دل به یکدیگر چو شود آشنا، یکى است». وقتى که دلها با هم آشنا شد، میشود مثل یک دل؛ یک اراده، یک خواست، یک تصمیم؛ این را نمیخواهند.
بر اینها فائق بیائید. «و اعتصموا بحبل الله جمیعا».(2) یعنى با هم. با هم باشید. نه فقط شما ایرانىها با هم باشید، بلکه شما امت اسلام با هم باشید. مسلمانها، از آفریقائىاش، تا آسیائىاش، تا اروپائىاش، سیاه و سفیدش، در هر نقطهى دنیا که هستند، یک تن واحدند. این، آن نگاه عظیم و عمومى و جهانى است.
ارتباط برقرار کنید، حرف بزنید، خبر بدهید، خبر بگیرید، روحیه بدهید، روحیه بگیرید؛ حقایقى را که دربارهى استکبار، مستکبرین، معاندین، مخالفین میدانید - شما سى سال تجربه دارید - براى آن برادرانى که تازه وارد این میدان شدهاند، تشریح کنید.
البته این سخنان شایدبه طورخاص برای حج گفته شده است اما درغیر حج هم به طور عام کاربرد دارد وبا ابزارهایی می توان همین کارهارا درغیرحج هم انجام داد.

امروز روزی است که ما باید پیرو سخنان اماممان باید انقلاب اسلامی،اسلام ناب محمدی،جمهوری اسلامی و... وشیرینی اینها را به دنیا معرفی کنیم.
به امید فتح همه سنگرهای عالم توسط مومنین
والسلام
محسن یک بسیجی امام خامنه ای
بعدالتحریر:
برخی دوستان گمان کردند که مثلا من ازجریان انحرافی ومشایی ودوروبری هاش حمایت کردم-نه دوستان سابقه این وبلاگ مشخصه(اگه دوست دارید برید وجستجوکنید)واینکه من میگویم دربرخورد با جریان انحرافی هم که به گفته علامه مصباح یزدی خطرناک ترین خطرمتوجه اسلام است هم دراندازه اش برخورد کنیم-من میگویم اگر جریان انحرافی را رسانه ای وبزرگ میکنیم-هاشمی رفسنجانی واصحاب فتنه را هم شدید تر بلد وبزرگ کنیم-مثلا هفته نامه 9دی مزیتش همین است که ازطرفی حال جریان انحرافی را میگیرد وازطرفی سیلی های محکمی به فتنه گران مینوازد-پس خلاصه اینکه جامع نگر باشیم وجامع عمل کنیم والبته اصل قضیه یعین بیداری اسلامی ومبازره با کفار جهانی را هم فراموش نکنیم.
مرتبط:
_فرمان هشت ماده ای امام خامنه ای به سران قوا
_نمودار درختی | فرمان 8 مادهای مبارزه با فساد
_بیانات امام خامنه ای دردیدار کارگزاران حج
_بیانات امام خامنه ای در دیدار مسؤولان قوّه قضاییه، خانوادههاى شهداى هفتم تیر و جمعى از قُضات-1380
_بیانات در خطبههاى نماز جمعهی تهران-1380
برچسب ها : امام خامنه ای ،اختلاس 3000میلیاردی ،مفاسد اقتصادی ،جهاد اقتصادی
سلام
دیدار خیلی پربرکتی بود این دیدار هیئت دولت
به همین دلیل این بیانات را به صورت نکته سنجی تقدیم دوستان میکنم
عزیزان،باحوصله این بیانات را مطالعه وروی آن فکرکنید.
بیانات حضرت امام خامنه ای در دیدار رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت
بیست و هفتم رمضانالمبارک 1432
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
جلسهى امروز بسیار جلسهى خوبى بود. امیدواریم خداوند متعال به تلاشها و نیتهاى صادقانه و اظهارات دلسوزانه برکت بدهد و این جلسه بتواند به همهى ما - به ملتمان، به دولتمان، به مسئولینمان - کمک کند که راه بسیار پرافتخار و البته دشوار را که در مقابل داریم، بسهولت طى کنیم.

من اولاً هفتهى دولت را که مزین به یاد دو شهید بزرگوارمان هست، گرامى میدارم و به دولتمردان محترممان تبریک میگویم. یاد این شهیدان را که حقاً و انصافاً در یک دورهى دشوارى کارهاى مهمى را شروع و ابداع کردند و احیاناً پیش بردند، گرامى میدارم و از خداوند متعال علوّ درجات آنها و بقیهى شهدا را مسئلت میکنم.
همچنین لازم میدانم در این مناسبت، علىالعجاله از مردم عزیزمان که در روز جمعه در راهپیمائى روز قدس، شکوهى را از خودشان نشان دادند و عظمتى را تجسم بخشیدند، صمیمانه قدردانى و سپاسگزارى کنم.
حقاً و انصافاً امسال روز قدس یک نماد بود از حضور ملت ایران و انگیزهى ملت ایران؛ همان چیزى که امید را در فضاى منطقه میپراکند و ملتها را وادار به استقامت میکند.
لزوم حضور دولت درمیان مجموعه های نخبگانی
همچنین لازم میدانم از خدمات دولت تشکر کنم، که بخشى از آن خدمات امروز گفته شد. به مناسبت این گزارشها، من این را به برادران و خواهران محترم و عزیز که اینجا تشریف دارید، عرض بکنم؛ من خودم از آقاى رئیس جمهور درخواست کردم که وزراى محترم یک یک در زمینههاى مربوط به خودشان گزارش بدهند. خب، این جلسه، جلسهى خوبى بود؛ گزارشهاى شما هم گزارشهاى خوبى بود؛ مستند و منطقى و متکى به آمار، و در موارد متعدد، آمار مقایسهاى؛ که همهى اینها لازم است و باید انجام میگرفت و باید انجام بگیرد.
نکتهاى که من میخواهم اضافه کنم، این است که در ملاقاتهاى متعددى که من با نخبگان و زبدگان کشور - دانشگاهى، حوزوى - در سطوح مختلف دارم، مکرر از شما مسئولان محترم گله میکنند که اینها در بین ما نمىآیند و با ما در این زمینهها صحبت نمیکنند. این اشکال بر شما وارد است. من چند روز پیش هم در دیدار اساتید دانشگاه همین را مطرح کردم. آنها بارها به من گفتند، در آن جلسه هم گفتند؛ من هم مطرح کردم.
خب، جلسهى امروز عمدتاً حول و حوش مسائل اقتصادى دور میزند؛ که اتفاقاً مسئلهى اصلى و محورى کشور همین است و یکى از نقاط مهم چالشى که بین مسئولین در سطوح مختلف وجود دارد و بین بعضى از کسانى که معترضند یا منتقدند، همین مسئلهى اقتصاد است.
خیلى خوب، این را ببرید در مجموعهى نخبگان؛ تشریح کنید، توجیه کنید، بیان کنید.
فرض بفرمائید وزیر محترم اقتصاد یا رئیس کل بانک وقتى که در جمع بزرگى از دانشگاهیان بروند، ممکن است در بین سؤالاتى که انجام میگیرد یا انتقادهائى که میشود، احیاناً سؤالهاى جهتدار و انتقادهاى داراى علل غیر فنى هم وجود داشته باشد؛ باشد، اشکالى ندارد.
شما بروید؛ نگاهتان در آن صد نفر یا دویست نفر یا پانصد نفرى که حضور پیدا میکنند، به ده نفرى که احیاناً ممکن است اینجورى فکر کنند، نباشد. از پانصد نفر، به آن چهارصد و نود نفر دیگر توجه داشته باشید و حرفهایتان را بزنید. احیاناً ممکن است برخى از انتقادها صورت بگیرد که براى شما مفید باشد.
یعنى در زمینهى کارهاى زیربنائى،
در زمینهى کارهاى اقتصادى،
در زمینهى مسائل مربوط به کار و اشتغال و غیره،
این همافزائى به وجود خواهد آمد. به نظر من این کار، کار لازمى است؛ من توصیهام این است.
درخواست ما این است که این جلسه با تفاصیلش منتشر شود؛ یعنى دانه دانه این گزارشهائى که دوستان، وزراى محترم یا معاونین محترم رئیس جمهور دادند، منعکس شود تا مردم اینها را بشنوند؛ لیکن من به شما بگویم.
این آمارهاى رقمى و عددى در ذهن متعارف مردم باقى نمیماند؛ خواص و اهل فن بیشتر از این آمارها استفاده میکنند و روى آنها محاسبه میکنند و نتیجهگیرى میکنند. خب، سراغ اینها بروید، اینها را در میان بگذارید و مطرح کنید. اینها احیاناً بازخوردى خواهد داشت؛ ممکن است اشکالى بکنند، اشکال واردى هم باشد؛ این به شما کمک خواهد کرد. من این توصیهى مؤکد را دارم. فقط هم منتظر نشویم که رئیس جمهور این کار را بکند؛ وزرا هم میتوانند این کار را بکنند.
البته اگر چنانچه خود رئیس جمهور محترم هم در مجامع نخبگانى حضور پیدا کنند و اینها را مطرح کنند، بسیار خوب است.
اما من دو سه تا تذکر عرض میکنم، که اینها تذکرات همیشگى ما به شماست و تأکید میکنم.
لزوم پایبندی به شعارها واهداف واصول وارزشهای انقلاب اسلامی
شعارهاى دولت نهم و دهم شعارهائى بود و هست که این شعارها براى مردم مؤمن ما جاذبه دارد؛
مثلاً عدالتخواهى، یا استکبارستیزى، یا سادهزیستى و مقابلهى با منش اشرافیگرى، یا مقابلهى با ویژهخوارى و سوء استفادهى از ارتباطات در مسائل اقتصادى و غیر اقتصادى، یا خدمترسانى صادقانه.
و من عرض بکنم، شما هم این را میدانید؛
علت اقبال مردم به دولت و به رئیس جمهور - چه در سال 84، چه در سال 88 - این شعارها بود. یعنى مردم به این شعارها دلبستهاند و نیاز به آنها و ضرورت آنها را احساس میکنند. از این شعارها دست برندارید.
از جملهى اساسىترین شعارها، پایبندى به اصول و ارزشهائى بود که امام بزرگوار ما اینها را وارد جامعه کرد و مطرح کرد؛ که اتفاقاً در دنیا هم عامل رشد علاقهمندى به انقلاب اسلامى، همین شعارها بود. یعنى بدون اینکه ماها ابزار تبلیغاتىاى داشته باشیم، یا شیوههاى تبلیغاتى کافى را بلد باشیم و به کار بگیریم، عنوان و محبوبیت امام بزرگوار ما در بین ملتها و در سراسر دنیا سارى و جارى شد؛ این به خاطر همین شعارها و به خاطر همین رویکردها و جهتگیرىها بود.
خود این هم که شما در مقابل قدرت فائقهى ظاهرىِ استکبار - که امروز مظهرش آمریکا و صهیونیسم بینالمللى و جهانى است - مىایستید، ارزش ایجاد میکند؛ خود این محبوبیت ایجاد میکند؛ خود این در دل ملتها امید به وجود مىآورد و پرورش میدهد؛ این را نباید از دست داد.
مراقب باشید در روشها، در اظهارات، در نوع برخورد، در نوع عملکرد، از این شعارها تجاوزى صورت نگیرد.
کار را براى خدا بکنید. نه اینکه چون مردم دوست دارند، این کار را بکنید؛
نه. اگر هدف این شد که دل مردم را به دست بیاوریم، ناکام خواهیم ماند. «لأقطعنّ امل کلّ ءامل غیرى»؛ این حدیث قدسى است
که در ذهنم اینجور است که با سند معتبرى از قول خداى متعال نقل شده که فرموده: من قطعاً امید آن کسى را که به غیر من امید ببندد، قطع خواهم کرد. ما باید امیدمان به خدا باشد، براى خدا کار کنیم؛ منتها میدانیم که کار براى خدا جاذبه دارد. این شعارها، شعارهاى الهى است.
اگر چنانچه این پایبندىها سست شود، اگر نسبت به این شعارها تقید و پایبندى کم شود، توفیقات الهى هم سلب خواهد شد.
بسیارى از این موفقیتهائى که شما در میدان عمل دارید، و از اول انقلاب تا امروز هرچه که موفقیت بوده، به خاطر این است که توفیقات الهى شامل حال بوده و این کمکِ الهى است.
اگر کار براى خدا نباشد، این موفقیتها از ما گرفته خواهد شد. همان شور و نشاط و تلاش و خدمت صادقانه و بدون توقع مزد و منت باید ادامه پیدا کند. این یک نکتهى اصلى است.
لزوم توجه دولت ومسئولین به نقاط ضعف وقوت وبیان هردوی آنها
نکتهى دوم:
آن روز هم من در مجموعهى مسئولین کشور گفتم
نقاط قوّت را براى مردم بیان کنید،
نقاط ضعف خودتان را هم بیان کنید؛
این مهم است، این تأثیر میگذارد. امروز مثلاً در بین گزارشهاى دوستان، من مواردى را دیدم که به نقطهى ضعف اشاره کردند؛ منتها با این بیان که «این کارها باید انجام بگیرد». این «باید» نشان دهندهى نیاز به کارى است که باید بشود و نشده.
این را صریح بگوئید.
بگوئید این کار را باید میکردیم، تا حالا نتوانستیم بکنیم.
کسى بر اساس نتوانستن، کسى را مؤاخذه نخواهد کرد. میگوید خب، در قبال این ده تا کارى که انجام گرفته، این دو تا، سه تا، پنج تا کار هم انجام نگرفته؛ بنا داریم اینها را هم انجام بدهیم. این را بیان کنید، این را صریحاً بگوئید؛ اشکالى ندارد.
ترس از این نداشته باشید که فلان منتقدى که احیاناً ممکن است مغرض هم باشد، حرفش با حرف شما تطبیق کند؛ خب بکند، چه اشکالى دارد؟ بگوئید بله، این انتقادى که به ما میکنند، وارد است. این را مطرح کنید، منتها بگوئید ما تصمیم داریم این را برطرف کنیم. بگوئید این کارها را کردهایم، این کارها را هم خواهیم کرد. این توصیهى من است.
البته در برخورد با انتقادهائى که احیاناً در رسانهها و روزنامهها یا بعضى از مراکز قانونى نسبت به دولت انجام میگیرد، دو جور رویکرد میشود داشت:
یک رویکردِ توجیه و تبیین کننده است، این خوب است؛ یک رویکردِ مخاصمه است، این خوب نیست.
اینجور نباشد که شما بگوئید چون به دولت حمله میکنند، چون انتقاد مغرضانه میکنند، پس ما هم بایستى اینجورى برخورد کنیم؛ نه، تبیین کنید.
بله، تبیین کار لازمى است.
راه تبیین هم همین است که در جلسات عمومى با مردم، بیان کنید، روشن کنید؛ سؤالات را مطرح کنند، شما جواب بدهید، اینها تبیین میشود؛ در رسانهها هم پخش شود.
اگر چنانچه تبیینِ خوب انجام بگیرد، غرضورزىِ غرضورزان به جائى نخواهد رسید.
یک نکتهى دیگر هم که ذیل این مسئلهى توجه به ضعفها میخواهم عرض بکنم، این است:
یکى از ضعفها این است که ما در کارها اولویتها را نبینیم.
یکى از آقایان اشاره کردند - که اشارهى درستى است - به این که طرحهاى نیمهتمام را باید دنبال کنیم. این خیلى خوب است؛ این کار، کار لازمى است؛ من همیشه تأکیدم بر این است؛ منتها مشخص کنید،
یک مجموعهى کارى درست کنید،
بنشینند واقعاً طرحهاى نیمهتمام را - حالا یک رقمى هم ذکر کردند که فلان تعداد طرحهاى نیمهتمام داریم - اولویتبندى کنند؛
کدامهایش اولویتدار هستند،
کدامهایش وعدهى بیشترى داده شده یا توقع بیشترى از سوى مردم وجود دارد؛
اینها را مشخص کنید، به آنها بپردازید. این را مقدم کنید بر طرحهاى جدید.
چقدر خوب است که همهى وعدههائى که دولت به مردم داده، عمل بشود. اگر چنانچه وعدهاى به مردم داده بشود و عمل نشود، این مشکلات درست خواهد کرد؛ نه فقط نسبت به دولت، بلکه به نظام.
آقاى رئیس جمهور اشاره کردند که به ما میگویند شما سطح توقعات مردم را بالا بردید. این بالا بردن سطح توقعات، ناشى از این نیست که شما نواقص خودتان را گفتهاید، مردم توقعاتشان بالا رفته؛
نه، توقعات با دادن وعدهها بالا میرود. اگر ما بتوانیم به این وعدهها عمل کنیم، توقعات مردم تبدیل میشود به ایمان و اعتقاد مردم؛ این خوب است.
کارى کنیم که آنچه را که گفتهایم انجام میدهیم، انجام بدهیم و مردم ببینند که انجام گرفته. امروز دیدم آمارهاى شما آمارهاى مقایسهاى است - که خیلى هم خوب و بجاست –
یکى از مقایسهها این باشد: مقایسهى بین آنچه که گفتهایم انجام میدهیم و آنچه که تا حالا توانستهایم انجام بدهیم.
یک درصد در بیاورید، ببینیم چه جورى است. این خیلى چیز مهمى است.
جهاد اقتصادی یک ضرورت نه یک صرفا اولویت ولزوم توجه بیشترمسئولان
یک نکتهى دیگر، همین مسئلهى جهاد اقتصادى است که مکرر مطرح شده، امروز هم دوستان مطرح کردید. مبانى و استدلالهاى اعلام «سال جهاد اقتصادى» براى شماها که دولتى هستید، معلوم است. یعنى
ما جهاد اقتصادى را یک ضرورت براى کشور میدانیم، نه صرفاً یک اولویت؛ یک نیاز قطعى است.
اولاً
اقتصاد، پیشرفت اقتصادى، رونق اقتصادى ارتباط مستقیم دارد با معیشت مردم.
معیشت مردم جزو اولین اهداف همهى دولتهاست در همه جاى دنیا و در همهى دوران تاریخ؛ البته دولتهاى علاقهمند به مردم؛ آن دولتهاى مستأثر و زورگو و جبار، مورد نظرمان نیستند.
هر دولتى که بخواهد به مردمِ خودش خدمت کند، اولین مسئلهاش، مسئلهى معیشت مردم است، که بتواند مردم را اداره کند. خب، این به اقتصاد وابسته است.
یک اقتصاد خوب، سالم، وافر و پیشرو میتواند وضع زندگى مردم را خوب کند. خب، این یک دلیل است مبنى بر اینکه لازم است ما در کار اقتصاد مجاهدت کنیم.
یک مسئلهى دیگر، مسئلهى رسیدن به چشمانداز است.
این چشمانداز هدفگذارى شده است، یک سند بالادستى است؛ باید ما این را حتماً رعایت کنیم.
بدون جهاد اقتصادى، به چشمانداز نخواهیم رسید.
در چشمانداز، قدرت اول اقتصادى منطقه هم مطرح شده. در این میدان - که میدان مسابقه است - اگر چنانچه عقب ماندیم، ضربه خواهیم خورد. آن روز در آن جلسه هم مطرح شد که مسئلهى چشم و همچشمى مطرح نیست؛ مسئله این است که در این چالش عمومى و میدان تحرکات عمومىِ دولتها در این برههى از زمان، اگر کسى عقب ماند، پامال خواهد شد.
پیشرفت اقتصادى ما و رسیدن به اهداف چشمانداز، به خاطر این است که اگر چنانچه به آنجا نرسیدیم، ملت ما و کشور ما دچار ضربات سختى خواهد شد؛ احیاناً ضربات مهلکى به ما وارد خواهد آمد.
باید به آنجا برسیم؛ این نیاز ماست. با شعارى که ما داریم میدهیم، با اهداف انقلاب اسلامى، جز این چارهاى وجود ندارد.
حقیقت این است که نظام اسلامى، امروز نظام استکبار و سلطه و الحاد را به چالش گرفته؛ این یک حرکتى است که آغاز شده.
شکست خوردن در این میدان، خسارتهایش غیر قابل توصیف است و مخصوص به ملت ما هم نخواهد شد؛ لذا باید در این میدان قطعاً پیروز شد. این پیروزى با این ابزار ممکن نیست؛ ابزارهاى گوناگون دیگرى هم لازم است؛ از جملهى اینها، پیشرفت اقتصادى است.
یک مسئلهى دیگر هم این است که امروز دشمنان نظام اسلامى و دشمنان ملت ایران از ابزار اقتصادى دارند علیه ما استفاده میکنند، که نمونهاش همین تحریمهائى است که گفته شد.
البته لازم است من تشکر کنم از این مجموعهاى که در مقابل تحریمها کار میکنند.
از همهى روشهاى درست و منطقى و زیرکانه و عاقلانه باید استفاده کرد و استفاده کنید. تحریمها را خنثى کنید. تدبیر دشمنِ هیکلمند و لیکن در واقع کمزور را خنثى کنید.
وقتى که ما این حجم عظیمِ ظاهرىِ نظامى و اقتصادى استکبار را در مقابل خودمان مشاهده میکنیم، انسان به یاد گربهى کارتون «تام و جرى» مىافتد! تحرکش زیاد و هاى و هویش زیاد و حجمش بزرگ، اما نتیجهى کارش نه آنچنان که خودش انتظار دارد یا بینندگان انتظار دارند. واقعاً همین جورى است. این به زیرکى شما بستگى دارد.
آنها گفتند تحریمهاى هوشمند یا تحریمهاى فلجکننده؛ اما مىبینیم که این تحریمها نه آنچنان هوشمند بود، نه فلجکننده بود. خب، همین تحریمها موجب شد که در بسیارى از چیزهائى که خودکفائى نداشتیم، به خودکفائى برسیم؛ تحرک خوبى را در زمینههاى علمى به وجود بیاوریم؛ کارهائى بزرگى را در زمینهى تولیدات صنعتى و نظامى و غیرنظامى در کشورمان شاهد باشیم؛ و به راههاى گوناگونى براى اینکه این تحریم را خنثى کنیم، برسیم.

این تحریمها خنثى خواهد شد؛ شما بدانید.
اینجور نیست که اینها بتوانند و طاقت بیاورند که این حرکت و این رفتار را مدت طولانى ادامه بدهند؛ این امکانپذیر نیست؛ یعنى دنیا این را نمیپذیرد.
امروز دنیا، دنیائى نیست که به حرف آمریکا گوش کنند؛
ولو حالا نمایندهى ویژهى او به فلان کشور برود، مؤاخذه کند، چه کند. حالا یک چند وقتى این ادامه خواهد داشت، اما این قابل ادامه نیست.
البته من چند ماه قبل هم گفتم، امروز هم شما مشاهده میکنید؛ آن چیزى که اینها در اول امسال گفتند فلجکننده، توقع خودشان این بود که در ظرف سه چهار ماه واقعاً به فلج برسد. این سه چهار ماه، بیشتر هم گذشت، به فلج که نرسید، هیچى، بحمداللَّه به تحرک بهتر ما انجامیده. پس جهاد اقتصادى براى این است. یعنى بایستى انشاءاللَّه یک مجاهدت، یک حرکت هدفمند و هوشمندانه و با توکل به خداى متعال و با اعتماد به حمایت الهى انجام بگیرد.
خب، یک مصداق از این جهاد اقتصادى، همین طرح تحول اقتصادى است که دولت دو سه سالى است این را مطرح کرده.
یک بند از طرح تحول اقتصادى، هدفمندى یارانهها بود؛ که خب، بحمداللَّه قانونش تصویب شد و عملیاتى شده. البته من در زمینهى کمک به تولید سؤال دارم. حالا آقایان در گزارش گفتند؛ لیکن آن چیزى که مصوبهى قانونى بود براى کمک به تولید، تحقق پیدا نکرده.
باید به تولید کمک کنید. البته در بلندمدت خود این دستگاههاى تولیدکننده روى پاى خودشان خواهند ایستاد و انشاءاللَّه خودشان خواهند توانست روزبهروز قوى بشوند و جواب بدهند؛ اما در کوتاهمدت حتماً باید به اینها در موارد لازم تزریق منابع بشود.
البته در آنجائى که کسى تقلب میکند، در آنجائى که کسى پول را براى تولید از بانک میگیرد، ولى در غیر تولید صرف میکند،
بشدت برخورد کنید و ترحم بر پلنگهاى تیزدندان نکنید؛(بیرحمانه با فساد مقابله کنید)
اما در آنجائى که نیاز هست، واقعاً بایستى بروید کمک کنید. پس در طرح هدفمندى، این بخش حتماً بایستى مورد توجه قرار بگیرد.
بخشهاى دیگر طرح تحول هم باید مورد توجه قرار بگیرد؛ یکىاش مسئلهى گمرک است - که امروز یکى از آقایان در گزارش خود گفتند لایحهاش به مجلس رفته - یکىاش مسئلهى سیاستهاى نظام پولى و بانکى کشور است. این پنج شش موردى که در طرح تحول وجود داشت، همهاش باید انجام بگیرد.
کارى کنید که در ظرف مدت باقیماندهى دولت، این کارها سر بیفتد، تا اینکه بتواند ادامه پیدا کند. یعنى نگذارید کار، نیمهکاره بماند.
این کارها در طول دو سال تمام نمیشود. همین هدفمندى هم مراحل گوناگونى دارد؛ شما شروع کردید، پیش رفتید. همان پیش رفتن، در واقع به یک معنا تمام کردن است. خود شروع کردن، به یک معنا تمام کردن است؛ اگر چنانچه خوب و صحیح و بر مبنا شروع شود.
مسئلهى واردات را هم که گزارش دادند، البته جزو نگرانىهاى من است. حالا این گزارش هم هست؛ لیکن آنچه که انسان مشاهده میکند، یک قدرى نگرانىآور است.
درست است؛ ممکن است رشدِ نسبت واردات به صادرات غیر نفتى ما کاهش پیدا کرده، این رشد کم شده - این خودش چیز مثبتى است - اما به این اکتفاء نکنید. بخصوص در همین زمینههاى زراعى و باغى و اینها که ذکر کردند، اینها چیزهائى است که بایستى هرچه میتوانیم، از واردات اینها پرهیز کنیم.
بروید سراغ همان صنعتىسازى صادرات کشاورزى؛ همین چیزى که در گزارشها هم بود. اینها چیزهاى مهمى است؛ انشاءاللَّه روى اینها تکیه شود. مردم هم تحمل میکنند و میپذیرند.
بنابراین در زمینهى سیاستهاى واردات، یک بازنگرى جدى بکنید؛
بخصوص در کالاهائى که ما مزیت تولیدى داریم؛ چه صنعتى، چه کشاورزى.
از نگاه بخشى به واردات - که حالا هر بخش دولتى طبق نیازهاى خودش دنبال واردات برود - حتماً پرهیز شود.
مسئله فرهنگ ولزوم توجه هرچه بیش ترمسئولان
مسئلهى دیگر - که حالا البته این مربوط به مسائل اقتصادى نیست - مربوط به فرهنگ است؛
که امروز گزارشى داده نشد،(مسئول مربوط به فرهنگ دردولت-که کمیسون فرهنگی دولت مهم ترین ومرجع بقیه نهاد های دولتی فرهنگ است-گزارشی نداد.)
موکول شد به بعد. آنچه که من لازم میدانم به دوستان دولت توصیه کنم، این است که
مسئلهى فرهنگ را خیلى جدى بگیرید.
اگر چنانچه ما کارهاى اقتصادى را - همچنان که در برنامه هست و آرزوهاى ما متوجه به آن است - انجام بدهیم، اما در زمینهى کار فرهنگى عقب بمانیم، بدانید کشور لطمه خواهد دید.
دشمنان ما یکى از چشمههاى دشمنىشان کار اقتصادى است؛ یک چشمهى مهم دیگر، کار فرهنگى است.
البته نه وقت و نه ظرفیت جلسه اجازه نمیدهد که انسان در این زمینه وارد بشود؛ لیکن فىالجمله دوستان توجه داشته باشند که
کار فرهنگ، کار بسیار مهمى است؛ با ملاحظهى جهتگیرىهاى انقلابى و اسلامى.
در زمینهى فرهنگ، دچار رودربایستى نشوید.
در همهى شعبههاى فرهنگى - چه در موضوع کتاب، چه در کارهاى هنرى، چه در مؤسسات فرهنگى - جهتگیرىها را انقلابى و اسلامى قرار بدهید.
اولویتها را در اینجا هم ملاحظه کنید، چون منابع بالاخره محدود است. البته مصوبهى دولت در زمینهى بودجهى فرهنگى، مصوبهى خوبى است؛
اگرچه حالا شنیدم که خیلى از مبالغ این مصوبه تخصیص داده نشده؛
حتّى اگر همهاش هم تخصیص داده شود، باز براى همهى فعالیتهاى فرهنگى کافى نیست.
بنابراین منابع دچار محدودیت است. با توجه به محدودیت منابع، نگاه کنید ببینید اولویتها چیست.
البته من یک مجموعهاى را به نحو پیشنهاد به دولت ارائه کردم؛ که اگر این چیزها در کار فرهنگ مورد توجه قرار بگیرد، با توجه به نگاهى که ما در زمینهى فرهنگ داریم، اینها اولویت خواهد داشت؛ یعنى اینها تأثیراتش بیشتر خواهد بود. بله، اینها را باید دنبال کنید تا انشاءاللَّه تحقق پیدا کند.
لزوم پرهیزازحاشیه سازی دولت
مسئلهى دیگرى هم که باز مطرح میشود و من به طور کلى عرض میکنم، این است: با این همه کارى که دولت دارد، سعى کنید دچار حاشیهسازىهاى مسئلهدار نشوید.
دولت دارد کار میکند، تلاش میکند، میدان هم براى کار بحمداللَّه هست، نیاز هم به کار هست. خب، یک میدان کارى وجود دارد، نیاز فراوانى هم وجود دارد، دولت هم نشان داده که اهل خطرپذیرى و وارد شدن در میدانهاى کار و با همهى وجود کار کردن و وارد میدان شدن است؛ خیلى خوب، با این اوضاع و احوال، واقعاً شایسته و سزاوار نیست که حواشىاى به وجود بیاید؛ حالا چه حواشىاى که خود شما گاهى اوقات بىتوجه به وجود مىآورید،
چه آنهائى که دیگران به وجود مىآورند و شما هم تسلیم آنها میشوید؛

از این حواشى باید پرهیز کرد. نگذارید در فضاى کشور، در فضاى بین دولت و مردم، درگیرىها و دلهرههائى به وجود بیاید که شماها را از کار باز بدارد.
ایرانی گری،علاقه به ایران ونظرآقا
مسائل گوناگونى مطرح میشود. توصیهى من این است که در زمینهى علاقهى به ایران، علاقهى به کشور و گرایش به ایران، چند نکته را توجه داشته باشید:
یکى اینکه مهمترین بخش مربوط به کشور، زبان و ادبیات است. علاقهى به ایران، اینجورى تحقق پیدا میکند.
ما در کشور زبانهاى مختلفى داریم؛ اما زبان ملى، فارسى است.
آن کسانى که زبانهاى مختلف دارند، خودشان جزو مروّجین درجهى یک زبان فارسى هستند.
بهترین مقالات را در زمینهى زبان فارسى، ترکزبانها نوشتند؛ این را من از روى اطلاع دارم عرض میکنم. ...(1) انشاءاللَّه کردها هم مینویسند؛ حرفى نیست، ما استقبال میکنیم.
محققین برجستهى ترکزبان کشور، در طول دهههاى گذشته، بهترین و قوىترین مقالات را در زمینهى زبان فارسى نوشتند. بنابراین نباید تصور شود که زبان فارسى نماد ملیت ایران نیست؛ چرا، هست. روى این موضوع تکیه شود.
یا روى ایرانِ بعد از اسلام تکیه شود.
افتخاراتى که ایرانِ دورهى اسلامى دارد، در هیچ دورهى دیگرى از دورههاى تاریخىِ ما این افتخارات وجود ندارد؛
من این را با استدلال به شما عرض میکنم و این قابل اثبات است.
گسترش کشور، پیروزىهاى بزرگ نظامى کشور، پیشرفتهاى عظیم علمى کشور در زمینههاى گوناگون، همهاش مال دورههاى بعد از اسلام است.
نه اینکه قبل از اسلام از این چیزها ندارد؛ چرا، اما نسبت به دورهى اسلامى، آنها ناقص است، کم است.
البته یک چیزهائى به عنوان گفتهها مطرح میشود، اما چیزهائى نیست که مستند باشد و کسى بتواند آنها را اثبات کند؛
اینها قابل اثبات نیست.
اما آنچه که در دورهى اسلامى واقع شده، قابل اثبات است؛ روشن است. شما نگاه کنید ببینید پیشرفت نظامى و علمى و فرهنگى ایران در دورهى دیلمىها، در دورهى سلجوقىها، بعدها در دورهى صفویه، و حتّى در این وسط، در بخشى از دورهى حاکمیت مغول چگونه است. مغولها به ایران که آمدند، ایرانى شدند و تحت تأثیر فرهنگ ایران قرار گرفتند؛ کمااینکه به هند که رفتند، هندى شدند. چه کارهاى برجسته و عظیم علمى و فرهنگى و هنرى در این دوره انجام گرفته.
اگر کسى میخواهد از ایران و ایرانىگرى حمایت کند،(قابل توجه کسانی که مکتب ایرانی را مطرح کردند)
خب، ایران دوران اسلامى، هم مدونتر است، هم مستندتر است، هم قابل قبولتر است، هم جلوى چشم است؛ کتابش جلوى چشم است، معمارىاش جلوى چشم است، نشانههاى علمىاش جلوى چشم است؛ تاریخش تدوینشده و روشن است.
همکاری قوا یک ضرورت بزرگ
نکتهى آخر هم - که دیگر ظاهراً به اذان داریم نزدیک میشویم - این است که مسئلهى همکارى قوا را حل کنید. من هم غالباً به قوا سفارش میکنم؛
اما حالا شما که قوهى مجریه هستید و اینجا حضور دارید، به شما باید سفارش کنم.
هرچه میتوانید،
در آن جاهائى که میشود کوتاه آمد، کوتاه بیائید؛ چه اشکالى دارد؟
آنجائى که میشود تبیین کرد، تبیین کنید.
آنجائى که میشود با ایجاد ارتباطات دوستانه، مسئله را حل کرد، اینجورى حل کنید.
چرا من اینقدر بر تشکیل جلسهى رؤساى قوا اصرار میکنم؟ وقتى که جلسهى رؤساى قوا تشکیل بشود، خیلى از این مشکلات حل میشود. در جلساتِ روبهرو، با همدیگر مىنشینند حرف میزنند؛ این کار خیلى از مشکلات را حل میکند؛ این تجربهى ماست از گذشته. گیرم که حالا برخى از راههاى گوناگونى هم که دوستان رفتند، به نتیجه نرسیده باشد؛ اما خب، راههاى دیگرى وجود دارد. بالاخره اختلاف سلیقهها یا اختلاف برداشتهاى از قانون را اینجورى باید حل کرد. کارى کنید که این ارتباط، ارتباط صمیمانهاى بشود.
اگر چنانچه یک رفتارى را مشاهده میکنید که این رفتار را از آن طرف دیگر نمىپسندید،
یک مراجعه هم به خودمان بکنیم، ببینیم آیا ما در آن فضاى سنگینى که اشاره میشود، مثلاً تأثیرى داشتهایم یا نداشتهایم. مراقبت بکنیم؛ اگر ما تأثیر داشتیم، آن را برداریم.
من مسئولین محترم را، شماها را، رؤساى قوا را و یکایک فعالان مسائل کشور را دعا میکنم. انشاءاللَّه خداى متعال توفیقاتش را بر شماها زیاد کند تا بتوانید کارهائى را که انجام دادن آنها از شما توقع میرود، به بهترین وجهى انجام بدهید. نیتها را خالص کنید، با صمیمیت و صفا وارد میدان کار باشید و
نگذارید این تلاش و کوششى که الحمدللَّه به آن شناخته شدید، اندکى کاهش پیدا کند.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
1) یکى از مسئولین: کردها هم همین طورند.
مرتبط:
_سال جهاد اقتصادی وکلام قرآن کریم
_علامه بصیر:جریان بهائیت هم باادعای دروغ ارتباط باامام زمان شروع شد.
برچسب ها : امام خامنه ای ،جهاد اقتصادی ،جریان انحرافی ،مکتب ایرانی
سلام دوستان عزیز - برخود لازم دیدم سخنرانی مهم حضرت امام خامنه ای درجمع فعالین اقتصادی را با کمی دقت وموشکافی بیشتر به چشم ونظر شما برسانم.
امیدوارم این مطلب درجاهای گوناگون استفاده شود واین شیوه نت برداری ونکته سنجی ازبیانات حضرت آقا که تلخیص هم نیست بلکه کل سخنرانی است ترویج شود ودیگر بیانات آقا نیز به این صورت تنظیم ورواج داده شود.
بحث های سیاسی که دراین وبلاگ صورت گرفت ومیکند درجای خود لازم بود وهست اما سعی این وبلاگ بیشتر براین است که به موضوعات اساسی ومهم انقلاب اسلامی بپردازد.
انشاالله این وبلاگ بیانات حضرت آقا را به همین روش درباره اقتصاد درسال 90واگرشد سال 89بررسی میکند.
آن مکان هایی که به نظرم مفهومی را می رساند برجسته شده است.
محسن –یک بسیجی امام خامنه ای(حفظه الله)
بخوانید:
نکته سنجی بیانات امام خامنه ای (حفظه الله تعالی )در دیدار فعالان و برگزیدگان بخشهاى اقتصادى

شانزدهم رمضانالمبارک 1432
بسماللهالرّحمنالرّحیم
اولاً خیلى خوش آمدید دوستان عزیز و فعالان محترم بخشهاى گوناگون اقتصادى کشور.
جلسهى امروز ما از یک جهت، جلسهى نمادین است؛
نماد اهتمام نظام به مسئلهى اقتصاد در شرائط کنونىِ حساس جهان و منطقه و کشور. در درجهى اول، ما این را میخواستیم. ما خواستیم یک روزى از روزهاى ماه رمضان صرف این بشود که مجموعهى فعالان اقتصادى در بخشهاى دولتى، در بخشهاى خصوصى، در رشتههاى گوناگون، اینجا تشریف بیاورند و بنشینیم، ساعتى از آنها بشنویم و این در کشور منعکس بشود، تا این نشانهى این باشد که امروز نظام به مسئلهى اقتصاد و تحرک اقتصادى و پیشرفت اقتصادى باید به شکل جدى اهتمام بورزد و دولت - دولت به معناى عام، یعنى حکومت - و مردم باید در این زمینه همکارى و تلاش کنند، به دلائلى که اشاره خواهم کرد.
البته مجرى محترم گفتند: نمایندگان بخشهاى گوناگون. باید گفت برگزیدگانى از بخشهاى گوناگون؛ چون انتخاباتى انجام نگرفته که حالا بگوئیم نماینده؛ اما بحمدالله در همهى بخشها، مغزهاى متفکر و شخصیتهاى برجسته حضور دارند و برگزیدگانى از آنها به شکل گلچینى در این جلسه حاضر هستند. خب، این مسئلهى اول است؛ این حاصل شد، و این جلسه منعکس خواهد شد. این پیامى است به همه؛ هم به مسئولین دولتى در بخش اقتصاد، هم به فعالین اقتصادى در سرتاسر کشور، هم به آحاد مردم، که ما امروز باید به مسئلهى اقتصاد اهتمام بورزیم و بپردازیم.
نکتهى دومى که تشکیل این جلسه توانسته و ظرفیت آن را داشته که تحقق ببخشد و الحمدلله همین هم شد، این است که گزارشى از زبان غیر دولتىها دربارهى حقایق کشور، پیشرفتهاى کشور، تحرکى که وجود دارد، داده بشود و به سمع و نظر مردم برسد. نه اینکه من معتقد باشم که باید دائماً پیشرفتها را گفت؛
نه، نظر من را همه میدانید؛ من معتقدم نقاط مثبت و منفى در کنار هم باید دیده بشود؛
لیکن آنچه که به نظر من امروز اهمیت دارد، این است که مردم کشور بدانند که همت آنها، همت مسئولین، ظرفیتهاى گوناگون عظیم انسانى در کشور چه فرآوردهاى داشته.
این را من به شما عرض کنم؛ من با مردم مرتبطم؛ مردم این پیشرفتها را نمیدانند.
همین چیزهائى که شما الان اینجا در زمینههاى مختلف گفتید - که من خلاصهى اینها را یادداشت کردم و گزارش مشروحش هم انشاءالله تدوین خواهد شد - اینها را اغلب مردم اطلاع ندارند. ما شاهد هستیم که در کشور کارهاى بزرگى دارد انجام میگیرد؛ این افتخارش مال ملت ایران است. افتخار، متعلق به ملت ایران است. این مردمند که دارند میکنند، این مغزهاى متفکرند که دارند کار انجام میدهند،
این شخصیتهاى گوناگون علمى و فنى و عملى و اقدامکنندگان و طراحان هستند که این همه افتخارات را در کشور دارند مىآفرینند.
ما در بخش تولید، در بخش خدمات، در بخش کشاورزى، در بخش صنعت، در بخش صنایع دانشبنیان و بخشهاى گوناگونى که اینجا گفته شد، پیشرفتهاى خوبى داشتیم.
خوب است که مردم اینها را از زبان مسئولان بخشهاى گوناگون غیردولتى و کسانى که وابستگى به دولت ندارند، بشنوند؛ این، مردم را امیدوار میکند، خوشحال میکند.
همهى ما این را توجه داشته باشیم که امروز یکى از شگردهاى جنگ روانى دشمنان ملت ایران، ناامید کردن مردم است؛
من به این نکته توجه دارم، من روى این مسئله اصرار دارم.
میخواهند نسل جوان ما
و نسل فعال ما
و عناصر محرک این کشور را
- که یقیناً یک امتیاز میانگینى نسبت به همهى دنیا دارند - از کار بیندازند؛ یکى از راههایش همین است که مأیوس کنند، بگویند آقا فایده ندارد، کارى نشده، کارى نمیشود.
البته نقاط منفى هم گفته بشود، کمبودها هم گفته بشود، نواقص هم گفته بشود؛منتها با زبان و لحن علاججویانه.
خیلى فرق میکند لحن بیان در ذکر کمبودها. این لحن، ناامیدکننده و نابودکنندهى همت و تلاش نباشد.
باید احساس بشود که ما از این صد درجه، چهل درجه پیش رفتیم؛ براى شصت درجهى دیگر هم زمینه آماده است. البته این شصت درجه الان مفقود است؛ بیائید آن را تأمین کنیم. لحن بیان کمبود شصت در مقابل پیشرفت چهل، باید اینگونه باشد. خب، این جلسه خوشبختانه این مقصود را هم برآورده کرد.
من فقط چند تا نکتهى کوتاه را عرض میکنم
. یک مسئله این است که ما امسال را «سال جهاد اقتصادى» اعلام کردیم.
سیاست استکبارى، زمین زدن ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى از راه اقتصاد است.
تحریمها گرچه بهانهاش مسئلهى انرژى هستهاى است، اما دروغ میگویند؛ عامل طرح مسئلهى تحریمها، انرژى هستهاى نیست.
شاید یادتان هست، تحریمهاى عمدهاى که سرآغاز تحریمهاى این کشور بود، آن وقتى بود که اصلاً نامى از مسئلهى هستهاى در این کشور نبود؛ که حالا آن رقم معروفش که البته خیلى تحریم مهمى نبود، اما چون معروف است به تحریم «داماتو» - که کسى به این نام در کنگرهى آمریکا مطرح کرد و دنبالش را گرفتند - مال وقتى است که اصلاً مسئلهى انرژى هستهاى مطرح نبود. هدف تحریمها، فلج کردن اقتصادى است. البته این افتخار را ملت ایران دارد که سى و دو سال است دارد این تحریمها را تحمل میکند.
البته توسعهى تحریمها و تنوع تحریمها در سالهاى اخیر بیشتر بوده، لیکن در مقابل توسعه و تنوع فعالیتهاى سازنده در کشور، کوچک و ناچیز است.
سى سال پیش که تحریمها را علیه ما شروع کردند، آن تحریمها ممکن بود علیه ما کارگرتر واقع بشود تا تحریمهائى که امروز علیه ما دارند تصویب و اجرا میکنند
و همین طور هى وعده هم میدهند که بیشترش خواهیم کرد. این معنایش این است که ما در مقابل تحریمها تدریجاً یک حالت ضدضربه پیدا کردیم؛ میتوانیم به شکلهاى مختلف با تحریمها مقابله کنیم: یا با دور زدن تحریمها - که شگرد خوب و جالب و ظریفى است و خوب است که دولت و ملت این شگرد را به کار ببرند - یا از جهت رو آوردن به ظرفیتهاى درونىاى که کار بنیادى و زیربنائى است و حتماً باید انجام بگیرد و تا حالا هم انجام گرفته. پس هدف دشمن، زمین زدن جمهورى اسلامى است؛
یعنى زمین زدن ایران اسلامى؛ یعنى زمین زدن ملتى که با حضور خود، با پشتیبانى خود، با حمایت خود، این نظام را تا امروز پیش برده و رشد داده و رونق داده. بنابراین بایستى در مقابلش مجهز بود.
جبههى مقابل را باید شناخت،
ابزار و سلاح او را باید شناخت
و ضد آن سلاح را باید آماده کرد؛ این جهاد اقتصادى میخواهد.
جهاد یعنى چه؟
هر تحرکى اسمش جهاد نیست. تحرکى با خصوصیاتى اسمش جهاد است.
یکى از خصوصیات این تحرک که اسمش جهاد است، این است که انسان بداند این در مقابل دشمن است؛ یعنى بداند در مقابل یک حرکتِ خصمانه و غرضآلودى است که دارد انجام میگیرد. حرکتى که در مقابل یک چنین جهتگیرى خصمانه وجود دارد، یکى از شرائط اصلى جهاد است.
جهت دومى که در مفهوم جهاد حتماً بایستى ملاحظه بشود،
استمرار و همهجانبگى است،
هوشمندانه بودن است،
مخلصانه بودن است.
اینجور تحرکى اسمش جهاد است.
بنابراین جهاد اقتصادى یعنى حرکت مستمرِ همهجانبهى هدفدارِ ملت ایران با نیت خنثىکردن و عقیم کردن تلاش خصمآلود و غرضآلود دشمن.
نکتهى دیگر این است که ما در سند چشمانداز - که یک سند اساسىِ بالادستىِ مهم و مرجع است –
براى کشورمان رتبهى اول را در بخشهاى مهم و حیاتى و اساسى پیشبینى کردیم؛
باید به این رتبه برسیم.
خب، دیگران طبعاً نمىایستند تا ما برویم اول بشویم؛ دیگران هم دارند کار میکنند، تلاش میکنند.
ما شاهد تلاش و تحرک شدید اقتصادى برخى از کشورهائى هستیم که در همین حوزهى اول شدن ما واقع هستند.
البته ما از بعضى از ابزارهائى که آنها استفاده میکنند، استفاده نمیکنیم و نخواهیم کرد؛ ما نظیفتر و شریفتر و نجیبانهتر حرکت میکنیم؛
اما معتقدیم میشود به آن مرحلهى اول رسید، اگر سرعت را بیشتر و منضبطتر بکنیم.
لذا این احتیاج دارد به جهاد. هم باید شتاب باشد، هم باید تدبیر باشد تا بتوانیم به این رتبهى اول برسیم.
این رتبهى اول بودن هم فقط یک هوس نیست که بگوئیم اول بشویم؛ نه،
این به خاطر این است که سرنوشت ملتها امروز به این وابسته (برتری انقلاب اسلامی)است.
اگر یک کشورى نتواند از لحاظ اقتصادى، از لحاظ علمى، از لحاظ زیرساختهاى پیشرفت، خودش را تأمین کند و رشد پیدا کند، بیرحمانه مورد تطاول قرار خواهد گرفت.
ما نمیخواهیم مورد تطاول قرار بگیریم.
دویست سال کشور ما مورد تعرض و تطاول قرار گرفته. ضعف دستگاههاى سلطنتىِ بىعرضهى نالایقِ فاسدِ دنیاطلب، و نشاطى که در طرف مقابل وجود داشت، باعث این تطاول شد.
از سال 1800 انگلیسها اولْبار در دستگاه سیاسى کشور ما وارد شدند و دخالت کردند و نفوذ کردند و یارگیرى کردند و همراه آنها یا قریب به آنها، بعضى از کشورهاى دیگر اروپائى هم در این مدت همین کار را کردند.
سال 1800 که اولین سفیر انگلیس وارد کشور شد - که از هند هم آمد؛ یعنى آن وقتى بود که حکومت هند در اختیار انگلیسها بود و نایبالسلطنه در آنجا بود - از همان بوشهر که از کشتى پیاده شد، شروع کرد به رشوه دادن و خریدن افراد، و راحت توانست افراد را خریدارى کند.
این همه شاهزاده و امیر و اسمهاى دهنپرکن، همه در مقابل هدایاى این آقا خاضع و تسلیم شدند! روند تطاول دشمنان در این کشور، از آن زمان شروع شد. این خاک نرم و خاکریز بىبنیاد ملىِ آن روز اجازه داد دشمن نفوذ کند، و نفوذ کردند. ما نمیخواهیم دیگر این ادامه پیدا کند. انقلاب یک سد پولادینى در مقابل اینها درست کرده. ما میخواهیم این سد را مستحکمتر کنیم.
به هیچ قیمتى اجازه ندهیم اینها در
اقتصاد ما،
در فرهنگ ما،
در سیاست ما،
در سرنوشت و مقدرات ما
دخالت کنند؛ این احتیاج دارد به این که استحکام درونى و داخلى پیدا کنیم.
این استحکام درونى، یکى از پایههاى مهمش «اقتصاد» است. بنابراین اینکه میگوئیم اول بشویم، به خاطر این است؛ نه به خاطر اینکه حالا یک هوسى است که ایران در منطقه اول بشود؛ نه، سرنوشت ملت به این وابسته است. بنابراین تلاش مستمر، هوشمندانه، مخلصانه و اثرگذار، که طبعاً همهى ظرفیت کشور هم باید در آن به کار گرفته شود، در این زمینه مؤثر است.
ظرفیت کشور، خیلى حقیقت درخشان و مهمى است.
ظرفیتهاى کشور، فوقالعاده است.
ظرفیت منابع انسانى ما جزو ظرفیتهاى ممتاز در سطح جهان است؛
این ظرفیت را باید بالفعل کرد و
باید به کار گرفت؛
ما داریم این را مشاهده میکنیم. البته من از چند ده سال قبل میشنفتم از افرادى که مطلع بودند - یا از لحاظ علمى، یا از لحاظ تجربهى مشاهدهى بعضى از دستگاههاى علمى دنیا - که میگفتند استعداد ایرانىها و ظرفیت فکرى آنها از متوسط دنیا بیشتر است. خب، ما این را شنیده بودیم؛ بعد در پیشرفت مسائل کشور در دوران انقلاب، این را داریم تجربه میکنیم و مىبینیم. حالا به مسئلهى سدسازى اشاره کردند. آنچه که در مسئلهى سد در کشور اتفاق افتاده، قبل از انقلاب هیچ کس آن را باور نمیکرد. حالا ایشان سد را مثال زدند؛ در خیلى از بخشها همین جور است.
آنچه که الان در پیشرفتهاى علمىِ بخشهاى مختلف کشور اتفاق افتاده، یک روزى با قسم حضرت عباس هم براى کسى باورکردنى نبود؛ امروز داریم جلوى چشممان مىبینیم.
من این را بهتجربه و با آشنائى با بخشهاى مختلف دریافتم که
هیچ موردى نیست که در کشور زیرساخت آن آماده باشد و جوان ما نتواند آن مورد را خلق کند و به وجود بیاورد.
همهى بخشهاى گوناگون علمى، از ظریفترینها و دقیقترینها تا کلانترینها، اینجور است؛ مگر زیرساختش آماده نباشد. ما در کشور، یک چنین ظرفیت انسانىاى داریم. خب، این خیلى مهم است.
ظرفیت اقتصادى ما هم خیلى مهم است. من یک وقتى گفتم نسبت معادن و منابع مهم حیاتى ما در قبال نسبت جمعیت ما به جمعیت کرهى زمین، بالاتر است.
ما تقریباً یک درصد جمعیت کرهى زمین هستیم - کمااینکه کشورمان هم تقریباً یک درصد مجموعهى سطح کرهى زمین است - خب، ما یک درصد منابع حیاتى و اساسى را باید داشته باشیم؛ که در جاهائى 3 درصد، 4 درصد، 5 درصد داریم. اینها ظرفیتهاى مهمى است، اینها خیلى باارزش است.
همین کمبود آب هم که در کشور مطرح است و درست هم هست - ما کشور کمآبى هستیم - با طرحهاى علمىِ فنىِ هوشمندانه کاملاً قابل برطرف شدن است؛ که بعضى از دوستان هم اینجا اشاره کردند، بنده هم قبلاً این را گفتهام. با یک مقدار مداقه، یک مقدار پیشرفت، در همین زمینه هم که ما کمبود داریم، میتوانیم این کمبود را جبران و برطرف کنیم. بنابراین واقعاً کشور از لحاظ منابع طبیعى هم ظرفیت فوقالعادهاى دارد.
از لحاظ موقعیت جغرافیائى و منطقهاى هم همین جور است. ما جاى حساسى قرار گرفتهایم. همسایگى ما با دو دریا و ارتباط با دریاهاى آزاد و منطقهى حساسى که بین شرق و غرب، یعنى بین آسیا و اروپا وجود دارد - ما در یکى از مهمترین بخش این منطقهى حساس قرار گرفتهایم - دسترسى ما را به غرب و به شرق فراهم میکند.
اینها همهاش امتیازات است. اینها ظرفیتهاى کشور است؛ باید این ظرفیتها را بالفعل کنیم؛ این احتیاج به تلاش دارد.
خب، از دوران بیست سالهى چشمانداز - همین طور که اشاره شده - حدود یک چهارمش گذشته.
یک برنامه، که برنامهى چهارم توسعه باشد، تمام شده؛ امسال سال اول برنامهى پنجمیم. البته در برنامهى چهارم خیلى کارها انجام گرفته. طبق گزارشهائى که دادند و شنیدید و این گزارشها درست هم هست، کارهاى بسیار مهمى انجام گرفته؛
لیکن در عین حال برخى از کارها هم هست که انجام نگرفته و باید انجام بگیرد.
سیاستگذارىها درست است. سیاستهاى اعلام شده در حوزهى اصلاح الگوى مصرف، سیاستهاى کلى نظام ادارى، سیاستهاى کلى اشتغال و سیاستهاى اصل 44 - اینهائى که ابلاغ شده - همهاش با هم هماهنگ است.
اگر بتوانیم برنامه را بر طبق این سیاستها تنظیم کنیم و پیش ببریم و در عالم واقعیت تحقق پیدا کند، ما خیلى خواهیم توانست از این ظرفیتى که اشاره کردم، استفاده کنیم. این سیاستها یک انسجامى را به وجود مىآورد و انسجام لایههاى مختلف تحرک اقتصادى را تأمین میکند.
البته در برنامهى چهارم، برخى از هدفهائى که تعیین شده بود، تحقق پیدا نکرد، که عوامل گوناگونى هم داشته
؛ هم مسائل داخلى دخالت داشته،
هم مسائل خارجى دخالت داشته.
مسئلهى رشد 8 درصدى، یا کاهش بیکارى، یا درصد سرمایهگذارىاى که تعیین شده بود، یا مسئلهى کاهش تورم - که من آن روز هم اشاره کردم - تحقق پیدا نکرده.
این مسئله ایجاب میکند که ما در دورهى پنجسالهى این برنامه تلاشمان را مضاعف کنیم، همتمان را مضاعف کنیم تا بتوانیم آن کمبودهاى قبلى را هم جبران کنیم.
البته ما در اعلام و ابلاغ سیاستهاى اصل 44 یک هدف بزرگى را
در نظر داشتیم و داریم
که باید انشاءالله دنبال شود.

. طبق منطق خود آن اصل، ما بایستى در زمینهى مالکیت دولت و فعالیت اقتصادى دولت تجدید نظر میکردیم، و این تجدید نظر انجام گرفت.
با چه هدفى؟
با هدف ایجاد یک اقتصاد رقابتى با حضور بخش خصوصى و سرمایهى بخش خصوصى در عرصهى اقتصاد کشور.
محاسبه کردند که مبلغ مورد نیاز براى سرمایهگذارى در این پنج سال، سالى حدود 160 میلیارد دلار است. این از عهدهى دولت برنمىآید؛ حتماً بایستى بخش خصوصى وارد شود و همکارى کند؛ این باید تحقق پیدا کند.
در زمینهى اجراى سیاستهاى اصل 44 کارهاى خوبى انجام گرفته،
لیکن کافى نیست؛
بایستى تحرک بهترى انجام بگیرد.
مسئله فقط این نیست که ما بنگاههاى اقتصادى را واگذار کنیم
و بگوئیم واگذار شد، خودمان را خلاص کردیم؛
در کنار این واگذارى، کارهاى دیگرى لازم است:
بایستى بخش خصوصى توانمند بشود،
باید امکان مدیریتِ خوب پیدا کند،
نظارت براى جلوگیرى از سوءاستفاده باید انجام بگیرد.
همیشه در کنار فعالیتهاى سالم،
فعالیتهاى ناسالم هم وجود دارد.
بنده چند سال است که روى مفاسد اقتصادى تأکید میکنم.
آن وقتى که من این مسئله را مطرح کردم،
یک عدهاى به ما مراجعه میکردند که آقا شما روى مسئلهى مفاسد اقتصادى اینقدر تکیه میکنید، ممکن است فعالان اقتصادى ما را از ورود در عرصهى فعالیت اقتصادى بترساند.
من گفتم بعکس، آنها را تشویق میکند.
اگر فعال اقتصادى که میخواهد نان حلال دربیاورد و کار حلال و مطابق وجدان و شرع انجام بدهد، بداند که دستگاه با افراد متخلف برخورد میکند، او بیشتر تشویق میشود.
ما با مفسد مخالفیم،
با ایجاد کنندهى مفسده مخالفیم،
با سوءاستفاده کننده مخالفیم.
فعال اقتصادى که با وجود خودش،
با فکرش،
با پولش،
با سرمایهگذارىاش،
با کارآفرینىاش دارد به کشور کمک میکند، باید مورد تشویق و تقدیر قرار بگیرد، و میگیرد.
بنابراین مبارزهى با مفاسد اقتصادى حتماً یک رکن اساسى کار است که بایستى انجام بگیرد.
اینجا خوشبختانه همه یا اغلب وزراى اقتصادى و فعالان اقتصادى دولت در جلسه هستند.
خب، مطالب نطق کنندگان را شنیدند؛
هم آن بخشهائى که مثبتات را ذکر میکرد،
هم آن چیزهائى که پیشنهادها را بیان میکرد، که حاکى از وجود نواقص بود.
من خواهش میکنم آنچه را که شنیدند، با دقت مورد توجه قرار بدهند و روى آنها مداقه کنند.
نگذاریم حرف گفته بشود و در همین جلسه هم تمام بشود.
حالا اگرچه آقاى توکلى گله داشتند که چرا منفىها را نگفتید؛ اما چرا، وقتى پیشنهاد میکنند که این کار انجام بگیرد، یعنى انجام نگرفته؛ بنابراین نشان دهندهى برخى از نواقص و مشکلات است. اگر به همین پیشنهادها توجه کنند، دقت بکنند، همین پیشنهادها به نظر من پیشنهادهاى خوبى بود و قابل بررسى است.
حرف در این زمینه زیاد است، من فقط دو سه تا توصیه میکنم؛
بخشى توصیه به دستگاههاى مسئول دولتى است، بخشى هم عمومى است.
اول، مسئلهى اجراى کامل سیاستهاى حمایتى از بخش تولید است.
تولید، اساس اقتصاد است؛
قائمهى اقتصاد در کشور است.
در مسئلهى هدفمندى یارانهها و فعالیت عظیمى که دولت در این زمینه شروع کرده، حتماً حمایت از بخش تولید ملاحظه بشود؛ همچنان که در قانون هم هست:
آن 30 درصدى که معین شده. البته بعضى از مسئولین دولتى که با من صحبت کردند، معتقدند که این 30 درصد مورد نیاز نیست.
بعضى از فعالان اقتصادىِ تولیدى هم گفتند که ما احتیاج نداریم؛ ما را به خودمان واگذار کنید، خودمان خودمان را اداره میکنیم.
ممکن است در بعضى از بخشها اینجور باشد، لیکن به هر حال
تولید احتیاج دارد به کمک و حمایت دستگاه. سهم بخش تولید باید داده بشود؛
بخصوص بعضى از بنگاههائى که از تحریم صدمه میخورند. بنگاههائى داریم که این تحریمها به طور مستقیم یا غیر مستقیم به آنها صدمه میزند، که باید از این معنا استفاده بشود.
البته بخش خصوصى هم در این زمینه وظائفى دارد:
صرفهجوئى در مصرف انرژى،
افزایش سطح بهرهورى،
نوسازى ماشینآلات.
بعضى از مسئولین دولتى پیش من گله کردند و گفتند صاحبان بعضى از صنایع به نوسازى ماشینآلات فرسوده و قدیمىِ خودشان که بازدهى کم و مصرف انرژى زیادى دارد، رغبتى نشان نمیدهند؛ اگر چنانچه به آنها تسهیلات هم داده میشود، براى این به کار نمیبرند. خب، باید به این مسئله توجه کرد. البته نظارت دولت هم در این زمینه خیلى مهم است؛ یعنى
در قبال حمایتى که دولت میکند، باید نظارت هم بکند. تسهیلات داده بشود، آن مقدارى که سهم تولید است؛ لیکن مراقبت بشود که
همان افرادى که اشاره کردم - یعنى سوءاستفاده کنندگان و فرصتطلبان - از این تسهیلات براى یک کار دیگر استفاده نکنند؛
که این اتفاق افتاده و اطلاع داریم،
موارد گوناگونش گزارش شده.
باید با این موارد برخورد قاطع انجام بگیرد

تا تولید کنندهى سالم، صادق، علاقهمند به کار و مشتاق تولید بتواند کار خودش را انجام بدهد.
مسئلهى دیگر، واردات است؛ که حالا اینجا هم اشاره شد،
من هم بارها با مسئولین در زمینهى واردات صحبت کردم.
البته هیچ کس با واردات مخالف نیست؛
تنظیم واردات لازم است، کنترل واردات لازم است.
صرف اینکه ما نگذاریم بازار در یک فصلى - مثلاً فصل شب عید - از فلان کالا خالى بماند، خیلى توجیه کاملى براى افزایش واردات نیست.
حتماً بایستى در مسئلهى واردات ملاحظهى تولید داخلى بشود. البته
گفته میشود که واردات به رقابتپذیرى تولید داخلى کمک میکند؛ اگر واردات نباشد، تولیدکنندهى داخلى به کیفیت یا به قیمت تمامشده اهمیت نمیدهد؛ واردات، او را به این کار وادار میکند. به نظر من این خیلى منطق قوىاى نیست.
در این خصوص، با بعضى از مسئولین بحثهائى هم داشتیم.
در مسئلهى واردات، بالخصوص اشاره کنم به بخش کشاورزى.
به اعتقاد من واردات محصولات کشاورزى خیلى توجیه قوىترى میخواهد از آنچه که امروز انسان مشاهده میکند.
ما در بخش کشاورزى تولیدات ممتازى داریم.
یکى از آقایان، اینجا دربارهى تولیدات باغى گزارش دادند. کشور ما در این زمینه، از لحاظ کیفیت، جزو ممتازان دنیاست. ما باید بتوانیم تولیداتمان را افزایش بدهیم. این محصولات باغى و محصولات زراعى را صادر کنیم تا دنیا ببینند در ایران چه خبر است؛
نه اینکه مثلاً از آمریکاى لاتین
و از اینجا و آنجا مشابه آنها را که از لحاظ کیفیت هم خیلى پائینترند، وارد کنیم.
غرض، در این مسئلهى واردات، من این تأکید را دارم.
مسئلهى دیگر هم مسئلهى صادرات است. البته دولت وظیفه دارد به صادرات و صادرکننده کمک کند. خوشبختانه - همان طور که یکى از آقایان گزارش دادند - صادرات غیرنفتى رشد خیلى خوبى داشته؛ بعد از این هم رشد بیشترى خواهد داشت؛ انتظار هم داریم که در آینده بتواند رشد متناسب خودش را داشته باشد؛ به طورى که
معادلهى صادرات و واردات حتماً مثبت باشد.
ما باید به اینجا برسیم و بتوانیم خودمان را از درآمد نفت واقعاً بىنیاز کنیم.
یکى از بزرگترین بلیات اقتصاد ما، و نه فقط اقتصاد ما، بلکه بلیات عمومى کشور، وابستگى ما به درآمد نفت است.
من چند سال قبل از این گفتم
- البته آن وقت مسئولین دولتى از این حرف هیچ استقبال نکردند –
ما باید به جائى برسیم که
اگر یک روزى به خاطر قضایاى سیاسى،
اقتضائات سیاسى،
یا اقتضائات اقتصادى در دنیا
، اراده کردیم که صادرات خودمان را مثلاً براى مدت پانزده روز یا یک ماه متوقف کنیم، بتوانیم.
شما ببینید این کار
چه قدرت عظیمى را براى یک کشور تولید کنندهى نفت به وجود مىآورد
که یک وقت اگر اراده کرد، بگوید آقا من از امروز تا بیست روز نفت صادر نمیکنم.
ببینید چه حادثهاى در دنیا به وجود مىآید.
امروز ما نمیتوانیم این کار را بکنیم، چون به این درآمد احتیاج داریم.
اگر یک روزى اقتصاد کشور از درآمد نفت و صادرات نفت بریده شود، این توان را ملت ایران و نظام اسلامى در ایران به دست خواهد آورد؛ که تأثیرگذارىاش در دنیا فوقالعاده است. ما باید به اینجا برسیم. خب، این حمایت میخواهد؛ باید از صادرات حمایت بشود.
از آن طرف هم خود بخش صادرکنندگان و مسئولین این کار وظائفى دارند. همین کشورهائى که اشاره کردند صادرات عمدهى ما به این کشورهاست،
بازخورد سوء عمل بعضى از صادرکنندگان،
اینجا به ما میرسد:
ارسال جنس نامرغوب،
جنس بد،
بستهبندى نامطلوب،
تأخیر در رساندن،
اینها بد است.
آن شرکتهائى در دنیا موفقند که صد سال است، صد و پنجاه سال است دارند محصول تولید میکنند و توانستهاند مشترى را راضى نگه دارند.
فرض بفرمائید یک شرکت آلمانى یا یک شرکت سوئیسى از صد و پنجاه سال، صد و شصت سال قبل دارد یک جنسى را تولید میکند و میفرستد و همچنان در کشور ما و کشورهاى دیگر مشترى دارد. چرا؟
چون از جنس راضى هستند؛
به وقت میرسد،
استحکام لازم را دارد،
دوام لازم را دارد،
زیبائى لازم را دارد،
تنوع و تطور لازم را به تناسب پیشرفت زمان دارد.
صادر کننده باید اینها را ملاحظه کند. این احتیاج به یک فرهنگ دارد؛ فرهنگ حسن عمل در تولیدى که میخواهد به خارج از کشور و خارج از مرزها برود.
مسئلهى مبارزه بافساد اقتصادى هم خیلى مهم است.
البته متأسفانه همیشه اینجور است که
مفسد اقتصادى در مرکز دولتى جاپا پیدا میکند.
یعنى یک کسى را پیدا میکند که به او کمک کند،
به او پاس بدهد،
تا او آبشار بزند.
تا کسى در داخل حصار نباشد که به آن متجاوز کمک کند،
آن متجاوز نمیتواند فساد اقتصادى بکند.
لذا مسئولین دولتى موظفند
نسبت به بُروز و نفوذ فساد اقتصادى در دستگاههاى دولتى بشدت حساس باشند.
شما وقتى که مثلاً در صنعت دامدارى کشور یک نمونهاى را پیدا کردید که نشان داد فلان بیمارى وارد این مرغدارى شده،
دیگر رحم نمیکنید؛
چون میدانید اگر چنانچه ملاحظه کردید
، ضایعات منحصر به این چند هزار مرغ نخواهد بود؛ دامنهاش وسیع خواهد شد؛
لذا بىملاحظه نابود میکنید،
محو میکنید.
فساد اینجورى است.
اگر یک جا احساس کردید و دیدید در دستگاههاى دولتى
- این، مخاطبش مسئولین دولتى هستند –
شائبهى فساد وجود دارد،
نباید هیچ ملاحظه بکنید. (بی رحمانه با فساد مقابله کنید.)
اگر ملاحظه کردید،
این مسئله خیلى سریع گسترش پیدا میکند؛
چون بشدت واگیردار است.
بیمارى فساد اقتصادى جزو آن بیمارىهاى واگیردارِ بسیار شدید و سریع است؛ لذا بایستى حتماً به این مسئله توجه کرد.
یکى از چیزهائى هم که خیلى لازم است،
مسئلهى
برنامهى جامع براى رشد بخش تعاون است؛
که ما در همین
سیاستهاى اصل 44 روى مسئلهى تعاون تکیه کردیم و این باید انجام بگیرد.
ما یک سیاست جامع کاملى در زمینهى بخش تعاون لازم داریم.
حالا همینى هم که یکى از آقایان گفتند اصناف خرد بتوانند از تسهیلات بانکى استفاده کنند و چه و چه، در سایهى تعاون کاملاً امکانپذیر است؛
یعنى بهترین راهش ایجاد تعاونىهاست؛
تعاونىهاى منطقى،
معقول،
قانونى،
سالم و قوى.
در این صورت میتوانند از امکانات و تسهیلات بهرهبردارى و استفاده کنند؛
و این کار میشود.
یک نکتهى اصلى دیگر همین است که ما معرفى فرصتهاى سرمایهگذارى کشور به بخش خصوصى را بایستى جدى بگیریم.
یعنى بایستى فعالان بخش خصوصى بدانند فرصتهاى سرمایهگذارى کجاهاست،
کدامهاست؛
همه مطلع باشند،
استفادههاى ویژهخوارانه نشود.
محصور بودن اطلاعات،
محدود بودن اطلاعات به بعضى از افراد،
دون بعضى،
موجب ویژهخوارىهاى عجیبى میشود؛
که گاهى ثروتهاى بادآوردهى یکشبه را براى افرادى که سوء استفادهچى هستند، فراهم میکند؛
به خاطر اینکه اطلاع دارند که بناست فلان کالا بیاید،
فلان کالا تولید بشود، فلان کالا جلویش گرفته بشود، قیمت فلان کالا بالا برود یا پائین بیاید، یا فلان قانون تصویب بشود.
اینهائى که مطلعند، سوءاستفاده میکنند.
اطلاعات باید عمومى بشود.
باید شفافسازى اطلاعات صورت بگیرد.
البته این در دولتهاى قبل مطرح بود، در دولت نهم و دهم هم فعالیتهائى انجام گرفته؛ لیکن کافى نیست. بایستى در این زمینه کار بیشترى انجام بگیرد.
خب، من نکات دیگرى هم اینجا یادداشت کردهام که دیگر چون تقریباً وقت اذان است، از آنها میگذرم.
امیدوارم انشاءالله این جلسه موجب این بشود که آن کسانى که در دلشان عشق به کشور و ملت و نظام جمهورى اسلامى و آیندهى این ملت هست،
در عرصهى فعالیت اقتصادى حضور خودشان را جدىتر کنند؛(1)
انشاءالله فعالیت را هوشمندانه و هدفدار مضاعف کنند.
این شعار «همت مضاعف و کار مضاعف» که سال گذشته عرض کردیم، امسال هم باید در کنار مسئلهى «جهاد اقتصادى» مورد توجه قرار بگیرد.
انشاءالله همه تلاش کنند، همه کار کنند.
آیندهى کشور، آیندهى خوبى است. ظرفیتهاى کشور، ظرفیتهاى فوقالعاده و بىنظیرى است. الحمدلله دلهاى خوب، ایمانهاى خوب، همتهاى خوب، دستهاى تواناى خوب، چشمهاى بیناى خوب در کشور فراوان است.
این کشور شأنش خیلى بالاتر از این است که به عنوان یک کشور درجهى دوم در دنیا محسوب شود. این کشور باید در سطح بالاى کشورها و ملتها قرار داشته باشد. سابقهى تاریخى ما، میراث فرهنگى ما، توانائىهاى مردمى ما، ظرفیتهاى طبیعى ما، همه به ما این را املاء و دیکته میکنند.
ما بایستى اینجورى حرکت کنیم و انشاءالله به اینجاها برسیم و به امید خدا خواهیم رسید.
والسّلام علیکم و رحمةالله
پی نوشت ها:
1-تنها تحلیلی که ازجانب خودم بربخشی ازسخنان آقا میزنم:
به نظرمیآید بخش خصوصی واصل 44قانون اساسی کاملا برای مسئولین روشن نیست وکمی بیراهه میروند
وقتی آقا میفرمایند هرکسی که به انقلاب دل بسته باید به اقتصاد ورود کند یا وقتی میگویند اصل 44تعاون مطرح میکنند من به مفهوم دیگری رسیدم ازاین سخنان واینکه
باید هرفرد باهرمیزان درآمد ورود کند به عرصه اقتصاد یعنی اگر بگوییم بخش عموم مردم بهتراست تابگوییم بخش خصوصی وقتی این شد آن وقت مثلا من 20هزار تومان دارم وشما هزار تومان دیگری 1میلیون تومان وهرکس درحد خودش ورود میکنیم مثلا درایجاد کارخانه شما درحد 1000تومان سهم داری دراین کارخانه دیگری به اندازه 20هزار تومان ودیگری 1میلیون تومان وآنوقت است که اصل 44اجرای کامل شده به نظرم فروختن فلان کارخانه به فلان شخص حقیقی که مثلا1000میلیاد سرمایه دارد(که البته باید مشخص شود ازکجاآورده)اجرای منویات امام خامنه ای نیست ودرحقیقت نه تعاون است ونه ورود هردغدغه مند بلکه سهم بندی شخصی میان افراد مولتی میلیاردر میشود ومی شود همان بلا وگندی که برسرآمریکا ودیگرکشورهای لیبرالی آمد.همین.
مرتبط:
_مفاسد اقتصادی را نقره داغ کنید.اینرا بگویم که این نوشته کمی قدیمی است وتجربه اینجانب درآنزمان هم کمتربوده ولی خب به خواندنش می ارزد.
_بیانات امام خامنه ای درجمع فعالان اقتصادی سراسر کشور:صوت +گزیده سخنان آقا
برچسب ها : امام خامنه ای ،اقصاد بدون نفت ،مفاسد اقتصادی ،جهاد اقتصادی















