سینمای دینی؛ چیستی و هستی آن

دکتر مجید شاهحسینی
چیستی سینمای دینی
سینمای دینی مفهومی سهل و ممتنع است؛ چرا؟ این موضوعی است که باید لَختی دربارۀ آن اندیشید. من معتقدم سینما با «نفسانیت نازل بشری» پیوند عمیقتری دارد تا فطرت الهی او. چه افرادی زیادی که در ایران تأسف میخورند که چرا نمیتوانند صحنههای خصوصی زندگی زن و مرد را روی پرده سینما نشان بدهند و برای متدینینی که خود را از تماشای این صحنهها بینصیب میسازند، تأسف میخورند. آنها این حرفها را صراحتاً در محافل خصوصی خود میگویند، یا در جشنوارههای خارجی میبینیم که نوادری از دستاندرکاران و بازیگران سینمای ایران، خود را به هیچ حجاب و حیا و مرزی محدود نمیدانند؛ انگار آنجا سرزمین آزادی و رؤیاهای آنهاست! آنان همه حصرهایی را که معتقدند دین برای سینما تعریف کرده، زائد میدانند و معتقدند که سینمای ایران خود را از زیبایی نفسانی سینما محروم کرده است! به هر حال، هم اینها قطعاً خطا میکنند و هم کسانی که معتقدند که چون ذات سینما دینی نیست، باید از خیرش گذشت و عطایش را به لقایش بخشید.
به این منظور لازم است که تعریفی درست و جامع از سینمای دینی برسیم. سینمای دینی چیست؟ سینمای دینی؛ نوعی نگاه است، نگاهی معطوف به روح توحیدی عالم، نگاهی که انسان در مواجهه با آن دچار پالایش روحی بشود، نه اینکه خدای ناکرده دچار کدورت روح؛ نگاهی که در مواجهه با آن، انسان خود را در مقابل یک آئینۀ زلال و شفاف ببیند و ضعفها و عیوب و نفسانیت خود را با عواقب و نهایت نفسزدگی مشاهده کند. نگاهی که انسان در مواجهه با آن، دلش برای آسمان، عرش، لقای حضرت رب و برای رسیدن به جامعۀ آرمانی در آخرالزمان تنگ شود. انسان وقتی انسانهای موحد را روی پرده سینما دید و زیباییهای زندگی آنها را از منظر سینما مشاهده کرد، دلش برای این نوع زندگی غنج بزند و بگوید ای کاش میشد ما هم اینطور زندگی کنیم.
سینما میتواند واجد این ظرفیت باشد. سینما میتواند بسیاری از پیامهای دینی را روی پرده خود مطرح کند. این بدی سینما نیست که ما را به فاز ناهوشیاری میبرد. اتفاقاً بسیاری از جراحیها را میتوان در این حالت در روح آدمها انجام داد و درد جراحی، مانع از نتیجۀ مبارک کار نشود.
در یک فرآیند جراحیِ به قول ایرانیها «رستمزاد» و به قول فرنگیها «سزارین»، اگر شما بیمار را بیهوش نکنید، منجر به هلاکت مادر و بچه خواهد شد. یک بیحسی ولو موضعی از ناحیه کمر، درست است که طرف را مدتی از احساس طبیعی هوشیاری از بخشی از بدن خود بینصیب خواهد کرد، ولی برای او نتایج خوبی خواهد داشت. در بسیاری از جراحیها نیاز به این بیحسی و بیهوشی هست.
خیلی وقتها موقعی که میخواهیم به جامعه بگوییم که این عادت تو عادت خوبی نیست، به یک خانواده بگوییم که این رفتار شما رفتاری غیردینی است، خانوادهای که نماز میخوانی، غیبت کار بدی است، خانوادهای که به رزق حلال معتقدی، خمس ندادن، رزق تو را حرام میکند، خانوادهای که غیرتی هستی، نگاه حرام میتواند این تأثیرات را در زندگی تو داشته باشد، وقتی شما بسیاری از انتقادهای اجتماعی، خانوادگی و ضروری را در سطح جامعه به صورت خودآگاه به آن جامعه یا خانواده بگویید، در مقابل شما موضع میگیرند و این حالت موضع و گارد، مانع از تأثیر پیام اخلاقی شما بر روان آنها میشود، ولی وقتی به زبان نمادین سینما میگویید، انگار از این بیحسی موضعی استفاده و غدۀ چرکین یا بدخیمی را از بخشی از این جامعه یا خانواده خارج میکنید. به این شکل میتوانید بگویید این حرف را به تو نمیگویم، بلکه این جامعه فرضی یا این خانواده را ببین، این فضای فرضی را ببین که این صفات با آنها چه میکند. این همان زبان تمثیل است که قرآن مجید از آن استفاده میکند. وقتی که سینما واجد چنین ظرفیت شگرفی است، چرا از آن استفاده نکنیم؟
شأن تصویری در قرآن
سالها به عنوان آدمی که سینما تدریس کرده و دغدغه سینمای دینی داشته و عمرش به تحقیق و پژوهش در این معنا گذشته که نگاه قرآن نسبت به آموزش تصویری چیست، میگویم که میتوان سینما را در قرآن پیدا کرد. حقیقت این است که وقتی به بسیاری از معجزات انبیای سلف نگاه میکنیم، شأن تصویری دارند و از جنس تصویر هستند. به عبارت دیگر کاملاً سینمایی هستند. نمیخواهم خدای ناکرده در حق معجزات انبیا جفا کرده باشم، بلکه دارم به حقیقتی اشاره میکنم.
معجزۀ حضرت موسی
کسی آمده و با دروغ و فریب و جادو و سحر و استفاده از طلسم ساحران، فرآیند تصویریای را در مقابل مردم جاهل راه انداخته که خود خداوندگار عالم در قرآن میگوید: «و جاؤا بِسحرٍ عظیم»1یک سحر باید خیلی بزرگ باشد که خداوند عالم صفت عظیم را برایش به کار ببرد و معجزه موسی (علیه السلام) هم از همان جنس است، منتهی نه از جنس مجاز، بلکه از جنس واقعیتِ آن چیزی که آنها مجاز آن را نشان داده بودند.
معجزه موسی(علیه السلام) سحر نیست، بلکه باطلالسحر است، ولی به دلیل شباهت شأن تصویری، این اشتباه را در گروهی از مخاطبان ایجاد میکند که یا از سر ناآگاهی یا از سر معاندت میگویند این سحر کرد، ولی سحرش از او قویتر بود. فرعون میگوید: «انه لکبیرکم»2او پیشکسوت شماست، کسی است که سحر را به شما یاد داده. کار هر دوی شما سحر است، منتهی سحر او قویتر بود و شما جلوی استادتان کم آوردید. این حرف فرعون قطعاً تهمتی است که به یک نبی اولوالعزم زده میشود، ولی یادمان باشد که حتماً جنس تصویری معجزه حضرت موسی (علیه السلام) بهگونهای بوده که فرعون دارد اینگونه فرافکنی میکند...
ادامه مطلب...
برچسب ها : سینمای دینی ،سینمای ایران ،مجید شاه حسینی ،سینما
ارسال در تاريخ دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠ توسط محسن
نظرات شما ()















