9دی(بیرق حسین را برافراشتیم)
عشق به امام خامنه ای(حفظه الله)عشق به همه خوبی هاست.

دوروز پیش بود که ازشبکه press tv صحنه ای بسیار دردناک را مشاهده نمودم.

آن صحنه دردناک دیدار وزیر امور خارجه با پادشاه عربستان بود. دیداری فضاحت بار،دیداری خفت بار.

این دیدارو این سفر غلط وزشت وزیر خارجه نه تنها یک خیانت بلکه حماقتی بزرگ بود.خیانت به خون شهدای اسلام ناب محمدی،خیانت به خون هزاران شهید مبارزه با مستکبرین،خیانت به خون شهدای حج 66،خیانت به خون مردم بحرین،خیانت به اسلام ومسلمین و...

به چه دلیلی وبا چه توجیهی والبته با چه اجازه ای وزیر خارجه به عربستان سعودی سفر میکند.

به چه دلیلی به ملک عبدالشیطان ادای احترام میکند آن هم به آن صورت ذلت بار.

آیا نمیداند او چه کسی است؟ نمی داند او واطرافیان او دشمن اهل بیت ودشمن فاطمه زهرا ودشمن دین خدایند؟!

آیا نمیداند او جلاد کافر است؟ آیا نمیداند او واطرافیان او خبیث وحرامیند؟

ادای احترام به کفتار حلقه بگوش آمریکا وصهیونیسم جهانی به چه دلیلی است وبا چه توجیهی است ودر عمق خود به چه معنی است؟

آیا میدانید طبق آیه قرآن هرکس به دشمن احترام گذارد وهمراهی کند جزو آنهاست،حتی اگر به آنها تمایل هم پیدا کند جزو آنهاست ودرعذاب آنها شریک است.

نه تنها احترام صالحی به پادشاه عربستان بلکه اصل رفتن او به عربستان زیر سوال است.

امام فرمود از هرکس بگذریم وازصدام هم بگذریم ازآل سعود نمیگذریم.

امام خمینی (رحمة الله علیه) فرمودند:

 (اگر ما از مسئله قدس بگذریم، اگر ما از صدام بگذریم، اگر ما از همه کسانى که به ما بدى کردند بگذریم، نمى توانیم از مسئله حجاز بگذریم. مسئله حجاز یک باب دیگرى است، غیر مسائل دیگر. و لازم است زنده نگه داشتن این روز، روزى که این خیانت شد به اسلام.
مسئله بالاتر از این مسائل است و باید ما با همه قوایى که داریم، مسلمین با همه قوایى که دارند و دنیا، آنهایى که به خدا اعتقاد دارند با همه قوایى که دارند، باید با این مسئله محاربه کنند، به هر طورى که خودشان صلاح مى دانند.

از اول هم این طور بود، براى اینکه اینها چه کاره اند که آمده اند خادم الحرمین - خائن الحرمین - شده اند، کى اینها را خادم الحرمین قرار داده؟ با چه وجهى اینها اسم مملکت اسلامى را تغییر داده اند از آنى که بود، حجاز را مملکت سعودى قرار دادند؟ مملکت سعودى به چه مناسبت؟ اینها مسائلى است که همه اش بغرنج است و ما نمى دانیم که از این عار چطور خارج بشویم.
جنگ را تحمل کردم اما این را نه!
من واقعا در مسائل خیلى تحمل داشتم، در مسائل جنگ، در همه اینها تحمل داشتم. اما این بى تحمل کرده من را. مسئله غیر از این مسائل است.
(صبح 1 شهریور 1366 / 27 ذى الحجه 1407 در دیدار با اعضای هیات دولت)

آل سعود وارثان ابی سفیان و ابی لهب و رهروان یزید
و اگر مى خواستیم پرده از چهره کریه دست نشاندگان آمریکا برداریم و ثابت کنیم که فرقى بین محمدرضاخان و صدام، امریکایى و سران حکومت مرتجع عربستان در اسلامزدایى و مخالفتشان با قرآن نیست و همه نوکر امریکا هستند و مامور خراب کردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فریاد حقطلبانه ملتها، باز به این زیبایى میسر نمى گردید، و همچنین اگر مى خواستیم به جهان اسلام ثابت کنیم که کلیدداران کنونى کعبه لیاقت میزبانى سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تامین امریکا و اسرائیل و تقدیم منافع کشورشان به آنان کارى از دستشان برنمى آید، بدین خوبى نمى توانستیم بیان کنیم و اگر مى خواستیم به دنیا ثابت کنیم که حکومت آل سعود، این وهابیهاى پست بیخبر از خدا بسان خنجرند که همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته اند، به این اندازه که کارگزاران ناشى و بى اراده حاکمیت سعودى در این قساوت و بى رحمى عمل کرده اند، موفق نمى شدیم و حقا که این وارثان ابى سفیان و ابى لهب و این رهروان راه یزید روى آنان و اسلاف خویش را سفید کرده اند.


 اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام حاکمیت سرمایه‌داران بر پابرهنه‌ها و در یک کلام اسلام آمریکایی

حکومت آل سعود مسئولیت کنترل زائران خانه ی خدا را به عهده گرفته است و این جاست که با اطمینان می گوییم که حادثه ی مکه جدای از سیاست اصولی جهان خواران در قلع و قمع مسلمانان آزاده نیست. ما با اعلام برائت از مشرکین تصمیم بر آزادی انرژی متراکم جهان اسلام داشته و داریم، و به یاری خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزی این کار صورت خواهد گرفت. و انشاءالله روزی همه ی مسلمانان و دردمندان علیه ظالمین جهان فریاد زنند و اثبات کنند که ابرقدرتها و نوکران و جیره خوارانشان از منفورترین موجودات جهان هستند.

اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمی داریم
مسلمانان تمامی کشورهای جهان! از آن جا که شما در سلطه ی بیگانگان گرفتار مرگ تدریجی شده اید، باید بر وحشت از مرگ غلبه کنید و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبی که حاضرند خطوط جبهه کفر را بشکنند استفاده نمایید، به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشید بلکه به فکر فرار از اسارت و رهایی از بردگی و یورش به دشمنان اسلام باشید که عزت و حیات در سایه ی مبارزه است و اولین گام در مبارزه، اراده است و پس از آن تصمیم بر این که سیادت کفر و شرک جهانی خصوصاً آمریکا را بر خود حرام کنید. ما در مکه باشیم یا نباشیم دل و روحمان با ابراهیم و در مکه است.

 دروازه های مدینه الرسول را به روی ما ببندند یا بگشایند، رشته محبتمان با پیامبر هرگز پاره و سست نمی شود، به سوی کعبه نماز می گزاریم و به سوی کعبه می میریم و خدا را سپاس می گزاریم که در میثاقمان با خدای کعبه پایدار مانده ایم و پایه های برائت از مشرکین را با خون هزاران هزار شهید از عزیزانمان بنیان نهاده ایم و منتظر هم نمانده ایم که حاکمان بی شخصیت بعض کشورهای اسلامی و غیراسلامی از حرکت ما پشتیبانی کنند. ما مظلومین همیشه ی تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم، ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمی داریم.
(پیام حج امام خمینی 1367 مشهور به پیام قطعنامه)

""آمده بودند که دوباره به محمد – صلی اللّهعلیه و آله و سلم – بگویند که از مبارزه خسته نشده اند و به خوبی می دانند که ابی سفیان و ابی لهب و ابی جهل برای انتقام در کمین نشسته اند، و با خود می گویند مگر هنوز لات و هبل در کعبه اند.

آری، خطرناکتر از آن بتها، اما در چهره و فریبی نو.

آنها می دانند که امروز حرم، حرم است اما نه برای ناس، که برای امریکا! و کسی که به امریکا لبیک نگوید و به خدای کعبه رو آورد سزاوار انتقام خواهد شد.

آری، در منطق استکبار جهانی هر که بخواهد برائت از کفر و شرک را پیاده کند متهم به شرک خواهد شد، و مفتیها(۳) و مفتی زادگان این نوادگان بلعم باعوراها،(۴) به قتل و کفر او حکم خواهند داد.

بالاخره در تاریخ اسلام می بایست آن شمشیر کفر و نفاقی که در لباس دروغین احرام یزیدیان و جیره خواران بنی امیه علیهم لعنةاللّه برای نابودی و قتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام، یعنی حضرت ابی عبداللّه الحسین علیه السلام و یاوران با وفای او، پنهان شده بود مجددا از لباس همان میراث خواران بنیسفیان به درآید و گلوی پاک و مطهر یاوران حسین علیه السلام را در آن هوای گرم، در کربلای حجاز و در قتلگاه حرم، پاره کند، و همان اتهاماتی را که یزیدیان به فرزندان راستین اسلام زدند و آنان را خارجی و ملحد و مشرک و مهدورالدم معرفی کردند، درست همان را به رهروان راه آنان وارد آورند،

 که انشاءاللّه ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد، و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد. )

عده ای بهانه ای واهی می آورند به نام مناسبات دیپلماتیک-این مناسبات را چه کسی ساخته؟اولا آیا مشی امام وآقا دراین موارد دیپلماتیک است یا تهاجمی؟!-آیا مناسبات دیپلماتیک باید باعث عزت شود یا ذلت؟،این چه مناسبات مسخره ای است که اعتقادات را به بازی میگیرد؟-این دیپلماتیک بودن چیست که نتیجه آن دست دادن با یک حرامی است؟

آیا مشی امام وآقا این است؟!

پس کو آن احمدی نژادی که حرف ازسیاست خارجه تهاجمی میزد؟!-آیا سیاست تهاجمی این پیام تسلیت اوست برای جلاد کشتار حج 66؟!آن هم پیامی جالب توجه با عباراتی مثل فقید سعید ومرحوم مغفور برای یک حرامی!و...

کسانی که به حریم ائمه علیهم السلام اهانت کردند،حرمت شکستند،قبر مطهر آنها را خراب کردند،قبرحضرت ام البین ،خدیجه و..راتخریب کردند-قبرحمزه سیدالشهدا را ویران نمودند به کینه عظیمی که ازعلی داشتند-ازپدران رذل خود به ارث بردند-ازپدران منافق جانی خود آموختند کینه علی را-کینه علی را پایه دشمنی خود کردند-کینه علی (علیه السلام)می شود آغازتوهین به ائمه والبته فراتر قلبهای سیاهی است که سخن را حق را شندیدند اما تکفیرکردند وچه بدمنزلگاهی منزلگاه آنها.

بعدازتخریب

قبل ازتخریب

دیدار واحترام وپیام دوستی برای آنها حقا وانصافا هیچ توجیهی ندارد وگناهی عظیم ونابخشودنی است.

اما دو پیشنهاد برای آقای صالحی -آن هم دوپیشنهاد مطلوب:

آن دستی که دردست مفلوکی چون عبدالشیطان پادشاه عربستان قرار گرفت را حداقل 1000بار خاک مال کند تا نجاست حاصل شده از آن اقدام غلط شاید برطرف شود وپیشنهاد دیگر اینکه درپناه خدا عجز وناله کند وازاین گناه توبه نماید تا غفران خدا نصیب او شود.

اما درآخر جمله ای خطاب به مردم جهان ومسلمانان عالم میگویم:

امثال وزیر خارجه ویا هرکس دیگری نیستند که سیاست خارجه جمهوری اسلامی را جلو میبرند سیاست خارجه فقط وفقط همانی است که امام خامنه ای میگوید،همانی است که خط اشاره امام امت امام خامنه ای نشان میدهد.

پس بدانید که صالحی اگر حرفی غیر ازحرف آقا بزند  واقدامی خلاف اقدام آقا انجام دهد نماینده ایران ونماینده جمهوری اسلامی نیست.دراین وقتها فقط نماینده خودش هست وبس وشاید نماینده برخی جریانات انحرافی!

هرکس درمسیر آقا وفرمان وی قدم برداشت خود را عزیز کرده وبه خود ارزشی بخشیده است.

اما هرکس درخلاف مسیر وجهت امام وآقا قدم برداشت نه تنها ذره ای براین مسیر حق خدشه وارد نکرده بلکه خود را ذلیل و بی آبرو نموده است.

دنیا بداند که فرمان وبیان وپیام وحرکت امام خامنه ای حجت است وبس.

وهمه باید مطیع او درحرف وعمل باشند ولاغیر وگرنه خود باخته اند.

و موضع نظام اسلامی حرف آقاست-اصلا نظام اسلامی یعنی امام خامنه ای

نظام بدون ولی فقیه یعنی بدون آقا، دیکتاتوری ومحکوم به نابودی است.

پس غم به دل خود راه ندهند که نظام اسلامی با آنهاست.

جمهوری اسلامی همواره  همراه مستضعفان است وسدی دربرابر آنان وتیری درقلب دشمنان بشریت میباشد.

محسن-یک بسیجی امام خامنه ای

مرتبط:

_پیام امام به ملت ایران درسالگرد کشتارخونین مکه وقبول قطعنامه598

_دیدار وزیر خارجه با وزیر حکومت جلاد بحرین چه توجیهی دارد؟!!

_حج بدون آل سعود-"الامة الاسلامیه ترید اسقاط النظام السعودی" 




برچسب ها : وزارت امور خارجه ،انقلاب اسلامی ،امام خامنه ای ،مستضعفان
ارسال در تاريخ شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ توسط محسن
نظرات شما ()